| مستم و دانم که هستم من (اخوان ثالث) |
| |
| |
| تعداد بازدید: 2221 |

|
| مست بودم، مست سرنشناس، پانشناس، اما لحظه پاک وعزیزی بود. برگکی کندم... |
مستم و دانم که هستم من (نماز)
شعری از اخوان ثالث
باغ بود و دره- چشم انداز پر مهتاب. ذاتها با سایههای خود هم اندازه . خیره در آفاق و اسرار عزیز شب، چشم من – بیدار و چشم عالمی در خواب.
نه صدائی جز صدای رازهای شب، و آب و نرمای نسیم و جیرجیرکها، پاسداران حریم خفتگان باغ، و صدای حیرت بیدار من (من مست بودم، مست)
خاستم از جا سوی جوی آب رفتم، چه می آمد آب.
یا نه، چه میرفت؛ هم ز انسان که حافظ گفت، عمر تو. با گروهی شرم و بیخویشی وضو کردم. مست بودم، مست سرنشناس، پانشناس، اما لحظه پاک و عزیزی بود.
برگکی کندم از نهال گردوی نزدیک، و نگاهم رفته تا بس دور. شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده. قبله گو هر سو که خواهی باش.
با تو دارد گفت وگو شوریده مستی . - مستم ودانم که هستم من- ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: برگرفته از مجموعه اشعار اخوان ثالث
|
| |
| |
| |
چاپ | ارسال به دوستان |
ذکر منبع سیمرغ نشانه امانت داری و احترام به حقوق و مالکیت مادی و معنوی مجموعه میباشد |