|  کاربران آنلاین: 6690 نفر

نام گروه: موفقیت و شادکامی      تعداد بازدید: 7358

روزمرگی، چرا؟

 روزمرگی، چرا؟
همه ما کم و بیش دچار روزمرگی شده ایم و از آن به تنگ آمده ایم. با خود فکر می کنیم کاش زندگی کمی از این بهتر بود، کاش لحظات شاد بیشتری را تجربه می کردیم،


همه ما کم و بیش دچار روزمرگی شده ایم و از آن به تنگ آمده ایم. با خود فکر می کنیم کاش زندگی کمی از این بهتر بود، کاش لحظات شاد بیشتری را تجربه می کردیم، کاش از زندگی بیشتر لذت می بردیم، کاش... این جملات را می توان تا بی نهایت ادامه داد. اما اگر خوب به دور و برمان نگاه کنیم می بینیم که زندگی جریان دارد و اگر با آن همراه نشویم این ما هستیم که عقب می مانیم، نه زندگی.

اما چطور می توان با ناامیدی، روزمرگی، از دست دادن انگیزه و شور و شوق به زندگی شاد ادامه داد؟ چرا با وجود این که اغلب مردم به آن چه می خواهند می رسند احساس کسالت و رخوت و روزمرگی می کنند؟ آیا راهی برای برون رفت از این مشکل وجود دارد؟

برای یافتن پاسخ این سوالات و چرایی روزمرگی پای صحبت های دکتر علی ناظری روان پزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران نشستیم. وی درباره پدیده روزمرگی توضیح می دهد: این پدیده از چندین جهت قابل بررسی است. اگر بخواهیم روزمرگی را تعریف کنیم باید بگوییم وقتی انجام کارها شکلی کلیشه ای، یکنواخت و بدون تنوع پیدا کند و دائما در حال تکرار باشد و نوعی از پیشرفت توأم با انگیزه ،شوق و انرژی در آن وجود نداشته باشد می گوییم روزمرگی رخ داده است.
روزمرگی در مراحل مختلف زندگی انسان به سراغ او می آید و در هر دوره مشخصات خاص و احیانا مشترکی دارد. کاهش توانایی داشتن شوق و انگیزه و لذت نبردن از زندگی و نداشتن شادی در زندگی در روزمرگی وجه مشترک انسان در دوره های مختلف زندگی است. به عنوان مثال در دوره نوجوانی اگر فرد در پیدا کردن هویت انسانی خود با مشکل روبه رو شود، انگیزه خود را از دست می دهد. او که برای یافتن هویت و شخصیت اجتماعی خود دچار سردرگمی شده است، هدفی ندارد، با همسالان خود نمی تواند ارتباط برقرار کند و نتیجه این رفتارها این است که نوجوان نمی تواند درس بخواند یا گاهی دچار نابهنجاری های اجتماعی و رفتاری می‌شود. در دوره جوانی، جوانان به علت ناتوانی در ایجاد صمیمیت با انسان های پیرامون خود چه همسالان و چه سایر افراد جامعه دچار محدودیت در روابط اجتماعی می شوند و در نهایت به انزوا دچار می شوند. نمونه هایی از این دست جوانان را می توانیم ببینیم که در اوج جوانی دارای شغل و فعالیت اجتماعی هستند اما منزوی هستند و این شکل از زندگی آن ها را به سمت روزمرگی هدایت می کند.
دکتر ناظری معتقد است روزمرگی بیشتر در میانسالی به سراغ افراد می آید، زیرا پدیده مولد و مفید بودن در این سنین یعنی ۴۰ تا ۶۰سالگی بسیار حائز اهمیت است. وی ادامه می دهد: انسان در این سن احتیاج دارد که احساس مفید بودن داشته باشد، به لحاظ خانوادگی و فرهنگی نیازهای خود را برطرف کرده و از نظر شغلی نیز وجهه اجتماعی خوبی به دست آورده و کار مفیدی در اجتماع انجام دهد. اگر فردی به هر دلیلی توانمندی های لازم را در خود احساس نکند و با توده ای از آرزوهای سرکوب شده و برآورده نشده روبه رو باشد و با نگاه به گذشته و فرصت های از دست رفته احساس یاس و ناامیدی کند، اندک اندک روحیه و انگیزه خود را از دست می دهد و دچار زندگی یکنواخت و کسل کننده ای می شود. چنین شخصی ممکن است خود را درگیر مسائل جزئی در شغلش کند و به جای فکر کردن به خلاقیت و نوآوری، انرژی خود را در یک مسیر بیهوده تلف کند.
پس از ۶۰ تا ۶۵ سالگی نیز روزمرگی می تواند به انسان آسیب برساند، زمانی که فرد سالمند دچار یاس شده و با دیدن دوستان و اقوام فوت شده، بیش از هر زمان دیگری به مرگ فکر می کند از یکنواختی و روزمرگی زندگی اش شکایت می کند و از آن می نالد. به این ترتیب می توان دریافت اولین و مهم ترین نکته این است که روزمرگی در هر مقطعی می تواند به سراغ انسان بیاید اما در حوزه روانپزشکی بیماری هایی مثل افسردگی نیز می تواند روزمرگی را تشدید کند در چنین وضعیتی انسان به واسطه بیماری که می تواند افسردگی ضعیف یا انواع شدید بعضی بیماری ها را شامل شود، دچار از دست دادن لذت زندگی، از دست دادن انگیزه و شور و شوق زندگی می شود و هم زمانی این مشکل با چند عارضه دیگر مثل اختلالات اضطرابی وضعیت بیمار را تشدید می کند.از سویی نوع شغل افراد نیز در ابتلا به روزمرگی موثر است. بعضی مشاغل فاقد خلاقیت، تکراری و یکنواخت مثل کار در کارخانه یا ادارات فرد را دچار یکنواختی و کسالت می کند در چنین شرایطی عوامل محیطی مثل ترافیک، زندگی در آپارتمان، مسیرهای کلیشه ای برای رفت و آمد و سبک زندگی یکنواخت و تعیین روزهای تعطیلی و کاری به یکنواختی و روزمرگی دامن می زند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی درباره تاثیر شخصیت افراد در دچار شدن به روزمرگی توضیح می دهد:
بعضی افراد اکثر کارها را به خاطر انجام وظیفه انجام می دهند، گویا دارند زندگی می کنند تا وظایف خود را انجام دهند و مسئولیت هایی را از روی دوش خود بردارند و یا برای جلب رضایت سایرین تلاش می کنند. آن ها در مدت زمان طولانی، نخواهند توانست از زندگی و کارشان لذت ببرند و احتمال این که دچار یکنواختی شوند، بسیار زیاد است. معمولا ۲ دسته از آدم ها بیشتر دچار یکنواختی و روزمرگی می شوند یک دسته کسانی که انسان های کمال گرایی هستند در رده شخصیت های وسواسی قرار می گیرند. این شخصیت ها در هر کاری وسواس فوق العاده ای به خرج می دهند و انجام وظایف را کاری بسیار مهم قلمداد می کنند و گاهی کارهایی را که وظیفه شان نیست بسیار مهم ارزیابی می کنند و از این جهت از انجام کارها لذت نمی برند. هم چنین کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند و دائما احساس عذاب وجدان می کنند و حالاتی از خودآزاری دارند، بیهوده تلاش می کنند به جای کسب لذت های فردی، در برآورده کردن نیازهای دیگران پیش دستی کنند آن ها لذت اندکی از زندگی می برند و به سرعت دچار روزمرگی می شوند. هم چنین افرادی که دارای شخصیت اضطرابی هستند، بیشتر دچار روزمرگی می شوند زیرا به لحاظ ساختارشناختی فکری در برنامه ریزی، تعیین اهداف و استراتژی در زندگی و تحریف در مفاهیمی همچون شکست و پیروزی، خوشبختی و بدبختی، دچار حالات افراطی می شوند و با هر مسئله ای با اضطراب هرچه تمام تر برخورد می کنند. به اصطلاح آن ها آدم هایی هستند که زندگی را به خودشان بسیار سخت می گیرند و به همین دلیل به سرعت فرسوده و خسته می شوند و روزمرگی آن ها را از پا می اندازد.

دکتر ناظری با اشاره به ابتلای یک سوم افراد جامعه انسانی به افسردگی می گوید: صدمات ناشی از روزمرگی را می توان به ابتلا به بیماری افسردگی و یا مشاهده علایم آن مرتبط کرد. افسردگی به تنهایی یک عامل مخرب در سلامت جسمی و روانی انسان است و کاهش بازده شغلی و اجتماعی، کاهش ارتباطات خانوادگی، کاهش توانمندی و گرایش به سمت لذت جویی های آنی که اغلب مضر هستند را به دنبال می آورد.

اغلب معتادین به موادمخدر کسانی هستند که برای فرار از روزمرگی به کسب لذت های آنی روآورده اند.
اولین گام برای مقابله با این پدیده این است که والدین باید هوشیارانه در مراحل مختلف رشد به تربیت صحیح فرزندان اقدام کنند. نوجوانی که در سن نوجوانی مشکل هویت اجتماعی خود را حل نکرده بیش از سایرین در خطر دچار شدن به روزمرگی قرار دارد توجه به بهداشت روان مردم در جامعه توسط ارگان های مربوطه و تلاش برای ارتقای اطلاعات و آگاهی مردم باعث می شود فرد بانشاط و شادابی بیشتری به زندگی ادامه بدهد. هم چنین از نقش عوامل معنوی و مذهبی نمی توان غافل شد زیرا  آدم هایی که از میانسالی عبور کرده اند بهتر می توانند با انجام امور مذهبی یکنواختی و روزمرگی را پشت سر بگذارند.مبارزه با روزمرگی از سویی دیگر باید با تغییرات سبک زندگی، تغییر نگرش به زندگی، جلب کمک و حمایت دیگران و استفاده از تکنیک هایی مثل یوگا و مدیتیشن انجام بگیرد.
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع:khorasannews.com
 
 
مطالب پیشنهادی:

 


داغ کن - کلوب دات کامکلوب هواداران سیمرغ

نظر خود را درباره این مطلب بگوئید...
blog comments powered by Disqus



سایر مطالب






پیشنهادی برای سلامت و زیبایی


خدمات زیبایی مدرن و سنتی




پیشنهاد سیمرغ