|  کاربران آنلاین: 5114 نفر

نام گروه: حوادث      انتشار: 1389/02/21       تعداد بازدید: 27940

وحشیانه‌ترین جنایت وهابیت ؛ماجرای ازدواج اجباری نوعروس ایرانی با مرد وهابی!!

وحشیانه‌ترین جنایت وهابیت ؛ماجرای ازدواج اجباری نوعروس ایرانی با مرد وهابی!!
هرچه خواستم مقاومت کنم و فریاد بزنم، دیگر فایده‌ای نداشت. ناخودآگاه شروع کردم به اشک ریختن. کل ماجرایی که قرار بود تا دقایقی دیگر بر سر من و همسرم رخ دهد از جلوی دیدگانم گذشت...


به گزارش شیعه آنلاین، مرد میانسالی از شهر شیراز که خواست نامش فاش نشود،ماجرای تلخ سفر خود و همسرش به سرزمین وهابیت را چنین بازگو کرد: سال 1362، به همراه همسرم برای گذراندن ماه عسل و ادای حج عمره، راهی عربستان شدیم. چهارمین روز حضورمان در شهر مکه مکرمه، با همسرم قرار گذاشتیم به دیدن مناطق اطراف مکه برویم. برای این کار یک تاکسی دربست گرفتیمبعد از سه چهار ساعت گردش، راننده تاکسی ما را به یک رستوران سنتی برد تا ناهار بخوریم. به رغم اینکه از ظاهر وهابی‌گونه آقای راننده خوشم نمی‌آمد اما به وظیفه انسانی خود عمل کرده و او را نیز به ناهار دعوت کردم. در میز کناری ما نشست و غذای خود را با سرعت تمام کرده و اجازه گرفت تا در ماشین منتظر بماند. وقتی ناهارمان تمام شد و از رستوران خارج شدیم، دیدم در کنار کیوسک تلفنی که در مقابل رستوران قرار داشت ایستاده و دارد تلفن حرف می‌زند.
تا ما را دید، با دست اشاره کرد که سوار شوید، یک دقیقه دیگر می‌آیم. رفتارش خیلی طبیعی بود. مدتی نگذشت که آمد و باز هم به حرکت در آمدیم. با زبان عربی و لهجه غلیظ خود به من فهماند که می‌خواهد ما را به منطقه‌ای زیبا و دیدنی ببرد. سرم را به نشانه موافقت تکان دادم. حدود نیم ساعت در راه بودیم. حس خوبی نداشتم اما گذاشتم به حساب هوای گرم و آفتاب سوزان عربستان. ناگهان به منطقه‌ای پر از نخل رسیدیم. تاکسی را در مقابل یک باغ نسبتا بزرگی که جلوی درب ورودی آن مردی با چهره بسیار زشت وهابییون ایستاده بود، نگه داشت. آن مرد وهابی تا راننده تاکسی را دید، درب را باز کرد
تا خواستم از راننده بپرسم ما را به کجا می‌بری، وارد باغ شدیم. حدود 50 متر که جلو رفتیم، تاکسی را جلوی ویلایی که در آن باغ بود نگه داشت و با اشاره از من خواست تا با او پیاده شوم. با اینکه نمی‌دانستم که قرار است به کجا بروم ناخودآگاه پیاده شدم و به داخل ویلا رفتیم. درب را که بست، سه مرد سیاه چهره به سمت من حمله‌ ور شده و دست و پاهایم را بستند و روی دهانم را چسب زدند. هرچه خواستم مقاومت کنم و فریاد بزنم، دیگر فایده‌ای نداشت. ناخودآگاه شروع کردم به اشک ریختن. کل ماجرایی که قرار بود تا دقایقی دیگر بر سر من و همسرم رخ دهد از جلوی دیدگانم گذشت. فشارم افتاد و از حال رفتم و دیگر نفهمیدم چه شد.
بلند شدم خودم را در یکی از درمانگاه‌های مکه یافتم. هرچه داد می‌زدم و سراغ همسرم را می‌گرفتم، هیچ کس به من محل نمی‌داد و فکر می‌کردند که از درد دارم فریاد می‌زنم برای همین به من مسکن ‌زدند. یکی دو روز بعد، یکی از پرستاران به همراه مردی افغانی که فارسی بلد بود پیش من آمدند. ماجرا را برای مرد افغانی گفتم و از او خواستم تا مرا کمک کند. او گفت: من فقط می‌توانم برای خروجت از اینجا به تو کمک کنم. خوشبختانه چون دلارهایی که در جیبم بود را نزده بودند، توانستم مخارج درمانگاه را بپردازم. وقتی خارج شدم به همراه همان مرد افغانی به مرکز پلیس رفتیم و بعد از کلی توضیح دادن، گفتند هیچ کاری از دست ما بر نمی‌آید.
آنقدر ماجرا برایم غیرقابل باور بود، حتی به ذهنم نیامد که با سفارت جمهوری اسلامی ایران ارتباط برقرار کنم. فورا بلیط برگشت را هماهنگ کردم و به ایران بازگشتم و بعد از شیراز به تهران رفتم و به سفارت سعودی مراجعه کردم اما بعد از اینکه یکی دو هفته مرا دواندند، باز هم جوابی دریافت نکردم. دیگر داستان کاملا برایم روشن شده بود. می‌دانستم آن وهابییونی که چنین رفتاری با من داشتند، چه بلایی سر همسرم آورده‌اند.
سال‌ها از آن ماجرای فراموش نشدنی و تلخ گذشت. سال 1386 به سفر حج واجب مشرف شدم. نزدیک خانه خدا ایستاده بودم که ناگهان زن نقاب‌داری که کودکی در بغل داشت، به من نزدیک شد و گفت: سلام، علی آقا؟! با سکوت به او نگاه کردم، چند لحظه بعد گفتم: شما عربید؟ نقاب را بالا زد. همسرم  را دیدم که دارد اشک می‌ریزد. زبانم بند آمد. ناخودآگاه شروع کردم به اشک ریختن. نفسم بالا نمی‌آمد. حدود پنج دقیقه سکوت کردیم. بعد شروع کرد به حرف زدن. 
گفت: آن روز بعد از اینکه داخل ویلا رفتی، راننده آمد و مرا صدا کرد. فکر کردم می‌خواهد مرا پیش تو ببرد. وقتی وارد ویلا شدم دست و پای مرا بستند. هرچه فریاد زدم و گریه کردم فایده نداشت. آنها بدون توجه به من، با هم حرف می‌زدند. ناگهان یکی از آنان فریاد زد. حس کردم دارند با هم دعوا می‌کنند. کمی خوشحال شدم. گفتم شاید عذاب وجدان گرفته‌اند. نیم ساعت طول نکشید، یک شیخ وهابی آمد و خطبه طلاق مرا جاری کرد و همانجا مرا به عقد یکی از آن سه نفر درآورد. باورم نمی‌شد. به زور مرا سوار ماشین کرد و به خانه دیگری که در آن دو خدمتکار فیلیپینی بود، برد. از آن روز به بعد اجازه نداشتم از خانه خارج شوم. فهمیدم که ناخواسته زن آن مرد شده‌ام.
هیچ کاری از دستم برنمی‌آمد. آن دو خدمتکار مرا دقیقا زیرنظر گرفته بودند برای همین نمی‌توانستم کاری بکنم. الان این بچه را هم که می‌بینی چهارمین فرزند من است. پدرش او را «عثمان» نامیده. بزرگ تر از این هم دو پسر به نام «فهد» و «عمر» و یک دختر به نام «حفصه» دارم. من نمی‌دانم .. 
سکوت کرد، در حالی که هنوز اشک می‌ریخت چند لحظه در چشمانم خیره شد و بعد فرزندش را بغل کرد و رفت. آنقدر بهت زده شده بودم که حتی دنبالش هم نرفتم...

 

 

گردآوری:گروه خبر سیمرغ
www.seemorgh.com/news 
منبع:shia-online.ir

 

داغ کن - کلوب دات کامکلوب هواداران سیمرغ

نظر خود را درباره این مطلب بگوئید...
blog comments powered by Disqus



      محصولات ویژه لوتوس هزاره 
رپورتاژ ویژه-زیر متن همه صفحات-بهترین و بی ضرر ترین محصولات لاغری در 10 سال گذشته
بهترین و بی ضرر ترین محصولات لاغری در 10 سال گذشته

پدیده ای شگفت انگیز که شما با استفاده از آن ابتدا از کاهش سایزتان تعجب خواهید کرد تا از کاهش وزنتان....

رپورتاژ ویژه-زیر متن همه صفحات-اگر به دنبال هدیه مناسب برای دوستان و عزیزان خود می گردید کلیک کنید..
اگر به دنبال هدیه مناسب برای دوستان و عزیزان خود می گردید کلیک کنید..

بهترین محصولات آرایشی-خانگی-ورزشی و کادویی با تخفیف ویژه...

رپورتاژ ویژه-زیر متن همه صفحات-رفع ريزش قطعى مو
درمان قطعی ریزش موها و همچنین رویش مجدد

بهترین محصول آمریکایی برای رویش مجدد موها،توصیه شده توسط پزشکان و دارو سازان...

رپورتاژ ویژه-زیر متن همه صفحات-فقط در 45 روز بینی خود را به بهترین فرم درآورید..
فقط در 45 روز بینی خود را به بهترین فرم درآورید..

با اين محصول در كمتر از دو ماه بينى خود را خوش فرم كنيد،محصولى از اسپانیا،با این محصول بینی گوشتی خود را کوچک نمایید..

رپورتاژ ویژه-زیر متن همه صفحات-چگونه در 45 روز صورت خود را چاق کنیم(بهترین جایگزین ژل و بوتاکس)
چگونه در 45 روز صورت خود را چاق کنیم(بهترین جایگزین ژل و بوتاکس)

اگر می خواهید صورت زیبایی داشته باشید کلیک کنید.

رپورتاژ ویژه-زیر متن همه صفحات-چگونه بدون رژیم و ورزش وزن کم کنیم و چربی بسوزانیم؟؟
چگونه بدون رژیم و ورزش وزن کم کنیم و چربی بسوزانیم؟؟

راحت ترین و سرع ترین روش برای لاغر شدن را با ما تجربه کنید.



      خدمات زیبایی
رپورتاژ ویژه2-زیر متن همه صفحات-توزیع مناسب چربی در سینه ها و باسن،تعادل وزن،جلوگیری از چاقی،دفع چربی،کالری و قند اضافی با گیاهان خاص
توزیع مناسب چربی در سینه ها و باسن،تعادل وزن،جلوگیری از چاقی،دفع چربی،کالری و قند اضافی با گیاهان خاص

یکی از تاثیرات این گیاه، تقویت قوام عضلات است و کمک می کند موزون تر و باریک اندام تر به نظر برسید و روزانه کالری بیشتری بسوزانید.....

رپورتاژ ویژه2-زیر متن همه صفحات-جراحی زیبایی لیزر لیپولیز و لیپو ساکشن شکم و جراحی سینه ها و اصلاح افتادگی
جراحی زیبایی لیزر لیپولیز و لیپو ساکشن شکم و جراحی سینه ها و اصلاح افتادگی

در این روش مایع مخصوصی (محلول تاموسنت) به داخل بافت تزریق شده وسپس چندسوراخ کوچک در پوست ایجاد میشود و با لوله های مخصوص , چربی و بافتهای خرد شده....

رپورتاژ ویژه2-زیر متن همه صفحات-بر طرف کردن جای زخم،لک ،منافذ باز و چروک های پوست، لیزر موهای زائد
بر طرف کردن جای زخم،لک ،منافذ باز و چروک های پوست، لیزر موهای زائد

این لیزر با سوزاندن کانال های ظریف و کم عمق در حد میکرون در لایه های پوست ایجاد می کند که پس از آن پوست خود را باز سازی می کند بطوری که کلاژن سازی موثری انجام می شود و رنگدانه های غیر عادی پوست کمتر می شود .



هم اکنون در سیمرغ
 

سایر اخبار حوادث



تازه ترین اخبار
حوادث -هواپیمای مالزی حامل کدام چهره‌ها بود؟
هواپیمای مالزی حامل کدام چهره‌ها بود؟

پیامدهای سیاسی که پس از سقوط هواپیمای مالزی بوجود آمد، حضور چهره‌های هنری و رسانه‌ای چون نویسنده استرالیایی، بازیگر مالزیایی و خبرنگار «بی.بی.سی» در میان قربانیان را تحت‌الشعاع قرار داد.





خدمات زیبایی مدرن و سنتی




پیشنهاد سیمرغ