در ابتدای جلسه محاکمه متهم که برای دومین بار و به دلیل نقض حکم او از سوی دیوان عالی کشور تشکیل شد محمد شادابی نماینده دادستان تهران در برابر قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت و گفت؛ متهم که حسین نام دارد در سال 85 در یک نزاع با وارد آوردن ضربات متعدد مشت و لگد جوانی به نام کیومرث را به قتل رسانده است. بعد از دستگیری این مرد و آغاز بازجویی ها از متهم وی به قتل دوستش اعتراف کرد و شواهد نیز با اقاریر او مطابق است بنابراین به عنوان نماینده دادستان تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه جلسه دادگاه پدر و مادر مقتول برای متهم تقاضای صدور حکم قصاص کردند. سپس به دستور قاضی تردست متهم به دفاع از خود پرداخت و گفت؛ اتهام قتل را قبول ندارم. من قصد کشتن کیومرث را نداشتم و فقط می خواستم کاری کنم تا دیگر مرا مسخره نکند.
وی گفت؛ من چند سال از کیومرث بزرگ تر بودم اما او احترامم را نگه نمی داشت و لهجه مرا مسخره می کرد و می خندید. علاوه بر کیومرث چند نفر دیگر هم با ما هم خانه بودند و آنان نیز به خاطر کارهای کیومرث مرا مورد تمسخر قرار می دادند. وقتی دیدم کیومرث به تذکرهای من توجه نمی کند و همچنان به کار خودش ادامه می دهد به سمت او حمله کردم و با مشت به شکمش کوبیدم. من فقط یک مشت به او زدم و نمی دانم چطور شد وی خونریزی شدید داخلی کرد. به هر حال قصد کشتن او را نداشتم.متهم در پاسخ به این سوال که شاهدان گفته اند ضربات بیشتری به او زده است، گفت؛ این ادعا حقیقت ندارد.
زمانی که من به سمت کیومرث حمله کردم او هم مقابله به مثل کرد و مدتی با هم درگیر بودیم. بیشتر او به من ضربه می زد با این حال نمی دانم چرا یک ضربه مشت من باعث مرگ او شد. در دادگاه اولم نیز همه این مسائل را مطرح کردم.
پزشکی قانونی هم تایید کرده است فقط ضربه من نمی توانسته باعث مرگ کیومرث شود ضمن اینکه افراد دیگری هم در محل درگیری بودند که آنها هم با کیومرث دعوا کردند.
پس از دفاعیات حسین، قضات در حالی برای صدور رای وارد شور شدند که متهم پیش از این در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به پرداخت دیه محکوم شده بود اما با اعتراض اولیای دم قضات دیوان عالی کشور رای صادره را نقض کرده بودند.
