|
جام جم آنلاین: اهدای عضو، اهدای زندگی است. شاید بارها این جمله را در جایی خوانده یا شنیده باشیم. اگرچه ممكن است این عبارت آشنا به نظر برسد، اما متاسفانه كمتر مفهوم آن را مورد توجه قرار داده و به آن اندیشیدهایم.
بیشتر مردم به علت ناآشنایی با شرایط فرد مرگ مغزی و اطمینان نداشتن به برگشتناپذیری او به زندگی در مواقعی كه با چنین شرایطی مواجه میشوند، در خصوص وضعیت موجود احساسی میاندیشند و قادر نخواهند بود با اتخاذ تصمیمی مناسب، عدهای افراد بیمار نیازمند به اهدای عضو را از خطر مرگ نجات دهند.
این در حالی است كه اگر قدری عمیقتر درباره این موضوع فكر كنند، میتوانند با اهدای اعضا و نسوج فرد مرگ مغزی جان چندین نفر از بیمارانی را كه به علت نقص در عملكرد اعضا و اندامهای بدنشان با مرگ دست و پنجه نرم میكنند نجات دهند و نظارهگر بازگشت مجدد این افراد به زندگی باشند.
به عبارت دیگر، آنها با این اقدام به جای از دست دادن عضو عزیزی از خانواده خود كه دیگر شانسی برای بازگشت به زندگی ندارد، اعضای جدیدی را به عضویت خانواده خود درمیآورند و به رنج مداوم خانوادههای آنها پایان میبخشند.
با دكتر كتایون نجفیزاده مسئول واحد فراهمآوری اعضای پیوندی بیمارستان مسیح دانشوری در خصوص پیوند اعضا گفتوگویی كردیم كه میخوانید.
معمولا چنین تصور میشود كه فرد مرگ مغزی مانند فردی كه در كما رفته است شانس بهبودی دارد. در صورتی كه از نظر علمی این دو فرآیند كاملا متفاوت هستند. آیا مرگ مغزی برگشتپذیر است؟
مرگ مغزی بر اثر تصادف، ضربه، سقوط از ارتفاع و یا بر اثر پارگی عروق مغزی یا تومور مغزی ایجاد میشود و در نتیجه فشار داخل مغز افزایش مییابد و عروقی كه خون را از گردن به داخل مغز میرسانند بسته میشوند؛ چرا كه در یك فضای استخوانی سفت و محكم، جایی برای اتساع وجود ندارد. به علت ایجاد اختلال در خونرسانی پس از گذشت 6 تا 8 دقیقه كلیه سلولهای مغزی همزمان تخریب میشوند و میمیرند.
تخریب سلولها در مرگ مغزی برگشتناپذیر و با وضعیت ایجاد شده در كما متفاوت است. در كما سلولها تخریب نمیشوند، بلكه دچار اختلال در عملكرد میشوند كه به علت سالم بودن ساختار سلولهای مغزی این عملكرد نیز میتواند قابل برگشت باشد. حیات نباتی نیز درجهای از وضعیت كماست.
در این حالت فرد بیدار است، اما هوشیار نیست و بخشهایی از مغز او فعالیت خود را از دست دادهاند. یكی از مهمترین علتهای نارضایی خانوادهها برای اهدای عضو كه از باورهای غلط آنها ناشی میشود، این است كه آنها تصور میكنند مرگ مغزی برگشتپذیر است.
در این شرایط بسیاری از مردم، بیمار خود را با بیماران مبتلا به كما كه پس از مدتی به زندگی بازگشتهاند یا به اصطلاح دقیقتر هوشیاری خود را به دست آوردهاند، مقایسه میكنند.
این در حالی است كه آنها باید بدانند یكی از مهمترین شرایطی كه برای اهدای عضو لازم و ضروری است، زنده بودن حتی یك سلول مغزی در فردی است كه به عنوان بیمار مرگ مغزی تشخیص داده میشود.
بسیاری از افراد با واحد فراهمآوری اعضای پیوندی تماس میگیرند تا اعضای بدن افرادی را كه دچار كما یا حیات نباتی شده و خانواده از نگهداری آنها خسته شدهاند یا زندگی آنها را بینتیجه میدانند، اهدا كنند اما این كار از نظر قانونی و شرعی پذیرفتهشده نیست؛ چرا كه سلولهای مغزی زندهاند و فقط عملكرد خود را از دست دادهاند.
آیا فردی كه دچار مرگ مغزی شده است، درد را احساس میكند؟
یكی دیگر از باورهای غلطی كه مانع اهدای اعضای فرد مرگ مغزی از سوی خانواده او میشود، ترس از احساس درد و زجر در اهداكننده است. تاكنون در تاریخ پزشكی جهان، بیمار مرگ مغزی حیات خود را بازنیافته و این شخص در واقع جسد محسوب میشود و فقط به دلیل باتری اتوماتیك قلبی تا مدت كوتاهی خون در اعضای بدن جریان خواهد داشت و به همین دلیل به نظر اطرافیان زنده محسوب میشود. این در حالی است كه بیمار مرگ مغزی از نظر فیزیولوژیكی كاملا شبیه یك جسد است و هیچ درد و رنجی را احساس نمیكند.
اعمال حیاتی بیمار مرگ مغزی تا چه مدت ادامه دارد و باتوجه به این مساله، از زمانی كه فردی دچار مرگ مغزی میشود تا زمان پیوند اعضا از این فرد به افراد نیازمند به اهدای عضو معمولا چقدر فرصت داریم؟
اعمال حیاتی بدن این افراد حداكثر تا 2 هفته ادامه خواهد داشت. از لحظه بروز مرگ مغزی، كنترل مغز از روی اعضای بدن برداشته میشود و به همین علت در تنظیم فشار خون، تعداد ضربان قلب، تنظیم درجه حرارت بدن، تنظیم ادرار و حجم مایعات بدن و همچنین تنظیم مقدار الكترولیتهای بدن فرد بیمار اختلال ایجاد خواهد شد و بیمار بشدت در معرض مرگ قرار خواهد گرفت.
در صورتی كه دستگاه تنفس مصنوعی امكان نفس كشیدن را برای فرد بیمار فراهم نكند و با داروها و سرمهای مختلف وضعیت بیمار تحت كنترل قرار نگیرد، بیمار در مدت زمان كوتاهی فوت میكند بنابراین باید گفت در اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی حتی ساعتها و دقیقهها هم اهمیت دارند و در صورت تاخیر در زمان اهدای عضو ممكن است كیفیت هیچیك از ارگانهای بدن برای پیوند به فرد دیگر قابل قبول نباشد.
چه اعضایی قابلیت پیوند از بیمار مرگ مغزی را دارند؟ آیا در این زمینه در كشور ما محدودیتهایی وجود دارد؟
خوشبختانه در كشور ما علاوه بر اعضا امكان اهدای نسوج نیز وجود دارد. عضو یا ارگان اندامی است كه حیات آن وابسته به گردش خون است و تنها در زمان مرگ مغزی یا مدت زمان كوتاهی پس از آن قابل پیوند هستند. نسوج بدن نیز اندامهایی هستندكه میتوانند تا 48 ساعت پس از مرگ كامل قابل اهدا باشند. در ایران نیز مانند بسیاری از كشورهای دیگر اعضایی مانند قلب، ریه، كلیه، كبد و پانكراس یا لوزالمعده و نسوجی مانند قرنیه، استخوان، تاندون، دریچه قلب و رگ قابلیت پیوند دارند.
تعیین مرگ مغزی از سوی چه افرادی انجام میشود، آیا هر پزشكی در هر بیمارستانی میتواند بیمار مرگ مغزی را تشخیص دهد؟
وقتی فردی به عنوان بیمار مرگ مغزی شناسایی میشود، گاه خانواده تصور میكنند ممكن است بیمارشان مرگ مغزی نباشد و به اشتباه مرگ مغزی تشخیص داده شده باشد. در حالی كه در كشور ما قوانین مربوط به بیمار مرگ مغزی به اندازهای سخت و دشوار است كه حتی واحدهای فراهمآوری اعضا نیز برای انجام مراحل اولیه پیوند با مشكلات بسیار زیادی مواجه میشوند.
پس از تشخیص اولیه مرگ مغزی در یك بیمار لازم است 4 نفر پزشك متخصص با تخصصهای جراحی اعصاب، داخلی اعصاب، بیهوشی و داخلی هریك به طور جداگانه بیمار را معاینه كنند و در این فاصله زمانی 2 بار نوار مغزی از بیمار گرفته شود. این افراد برای 4 سال از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی برای تشخیص نهایی مرگ مغزی در همه بیمارستانها انتخاب میشوند.
یكی از ویژگیهای افراد انتخاب شده این است كه این پزشكان نباید از كاركنان كادر درمانی بیمارستانی كه اهدای عضو در آنجا انجام میشود، باشند. در تهران 3 واحد فراهمآوری اعضا در بیمارستانهای مسیح دانشوری، امام خمینی و شریعتی مستقر هستند كه به تازگی واحد بیمارستان سینا نیز قرار است فعال شود.
هر یك از گروههای واحد فراهمآوری اعضای پیوندی در تهران بیمارستانهای دولتی و خصوصی زیرمجموعه خود را كه درحقیقت زیر نظر دانشگاههای علوم پزشكی شهید بهشتی، تهران و ایران هستند، تحت پوشش قرار میدهند.
ذكر این نكته الزامی است كه حتی اگر یكی از الكترودهای متصل به مغز یا هریك از نشانگرهای دیگر كوچكترین علامتی را ثبت كنند كه نشاندهنده واكنش بدن باشد عملیات اهدای عضو متوقف خواهد شد.
در چه مواردی پیوند عضو تنها راه درمان بیمار است؟ آیا فرد بیمار در قبال آن متحمل پرداخت هزینه اضافی خواهد شد؟
نارسایی پیشرفته برخی ارگانها به جایی میرسد كه هیچ درمان دارویی یا جراحیای موثر نخواهد بود. در چنین مواردی تنها راه درمان فرد بیمار، تعویض ارگان از دست رفته یا همان پیوند است. برای پیوند عضو در مورد كلیه یا در موارد استثنایی برای كودكان، امكان اهدا از فرد زنده وجود دارد ولی در دیگر موارد امكان اهدا از فرد زنده وجود ندارد و تنها راه نجات بیمار اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی است.
یكی از باورهای غلط مردم كه مانع از اهدای اعضای بدن فرد مرگ مغزی به افراد نیازمند میشود، ترس از خرید و فروش اعضاست. آنها باید اطمینان داشته باشند كه اهدای عضو از بیمار مرگ مغزی كاملا رایگان است و خانواده اهداكننده در مقابل این امر انسانی هیچ وجهی را دریافت نمیكنند و از طرفی، گیرنده نیز برای عضوی كه دریافت كرده هیچ مبلغی را نمیپردازد.
تنها هزینهای كه فرد گیرنده میپردازد، هزینه مربوط به انجام عمل جراحی و مراقبت و بستری پس از انجام عمل پیوند است بنابراین خانوادههای وابسته به بیمار مرگ مغزی باید بدانند اهدای عضو از سوی خانواده فرد مرگ مغزی تنها جنبه انسانی و خیرخواهانه دارد و جنبههای مادی در این كار مطرح نیست.
كشور ما از نظر آمار اهدای عضو در مقایسه با كشورهای دیگر در چه جایگاهی است؟
متاسفانه كشور ایران بیشترین مرگ مغزی و كمترین آمار اهدای عضو را دارد. آمار اهدای عضو در كشورها بر حسب یك میلیون نفر جمعیت است. برای مثال، در كشورهای اروپایی و آمریكایی آمار اهدای عضو بین 10تا 20 در میلیون در سال است.
در اسپانیا كه از نظر تعداد پیوند از حسب در جهان پیشرو است، این آمار 35 در یك میلیون نفر است و این در حالی است كه آمار اهدای عضو در ایران تنها 2 در یك میلیون نفر است كه بسیار پایینتر از كشورهای دیگر در سطح دنیاست.
با توجه به آنچه گفته شد؛ میتوانیم بگوییم بر این اساس ایران از نظر پیوند عضو از حسب حدود 20 سال از دیگر كشورهای جهان عقبتر است و در رتبه آخر جهان قرار دارد.
اگر میزان پیوند از حسب در ایران از نظر آماری با كشور اسپانیا برابر باشد، دیگر نیازی به انجام پیوند عضو از غریبه نخواهد بود. در حال حاضر، بیش از یك میلیون نفر در سطح جهان از درمان پیوند عضو بهرهمند شدهاند كه در برخی از آنها از زمان انجام عمل پیوند حتی بیش از 25 سال میگذرد.
با وجود اهمیت پیوند اعضا برای نجات گروه وسیعی از بیماران، همچنان پس از گذشت چندین سال از تصویب قانون پیوند اعضا در ایران، چنان كه باید از این مساله استقبال نشده و این موضوع سبب شده است با وجود توان بالای علمی و تخصصی در انجام پیوند عضو، اعضای واحدهای فراهمآوری با مشكلات زیادی در زمینه پیوند از جسد مواجه باشند.
چه عاملی سبب شده است اهدای عضو در ایران در مقایسه با دیگر كشورها كمتر باشد؟ آیا گسترش فرهنگ اهدا در سطح جامعه میتواند نقش موثری در افزایش آمار پیوند عضو داشته باشد؟
عوامل متعددی در پایین بودن آمار اهدای عضو در كشور تاثیرگذار بوده است. مهمترین عامل فعالیت نكردن بسیاری از دانشگاههای كشور در زمینه كار روی بیمار مرگ مغزی است.
طبق قانون كشوری همه بیمارستانهای دولتی و خصوصی موظف هستند موارد مرگ مغزی خود را به واحدهای فراهمآوری دانشگاه علوم پزشكی مربوط گزارش دهند.
از سوی دیگر، براساس قانون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی نیز همه دانشگاهها در سطح كشور موظف به راهاندازی واحد فراهمآوری بودهاند كه متاسفانه بسیاری از دانشگاهها از این قانون تبعیت نكردهاند و یا برخی دانشگاههایی كه واحد فراهمآوری راهاندازی كردهاند، واحد فعالی ندارند.
آیا وزارت بهداشت برای رفع این مشكل تدابیری اندیشیده است؟
خوشبختانه در جلسه اخیر مركز مدیریت پیوند وزارت بهداشت، مقرر شد همه دانشگاههای كشور مجددا ارزیابی شوند و بیشتر شهرستانها تحت پوشش واحدهای فعال قرار گیرند.
به این ترتیب در آیندهای نزدیك تعداد بیماران مرگ مغزی كه به اهدای عضو میرسند، افزایش چشمگیری خواهد داشت بنابراین انتظار میرود واحدهای پیوند كشور، بویژه واحدهای پیوند كلیه، بیماران نیازمند پیوند خود را از فهرست انتظار دریافت كلیه از فرد زنده به فهرست انتظار دریافت كلیه از بیماران مرگ مغزی انتقال دهند تا ارگانهای فراهمشده هدر نرود و افراد زنده از این پس مجبور نباشند كلیه خود را به افراد نیازمند اهدا كنند.
در ایران سالانه چند نفر دچار مرگ مغزی میشوند و چه تعداد از آنها اعضای بدن خود را اهدا میكنند؟
براساس بررسیها و برآوردهای انجام شده، سالانه 3 تا 4هزار نفر در ایران به مرگ مغزی مبتلا میشوند كه تنها 140 تا 200 نفر آنها اعضای خود را به بیماران نیازمند اهدا میكنند كه 5درصد افراد مغزی را شامل میشود. در صورتی كه در كشورهای دیگر این آمار اهدای عضو به 30 تا 50 درصد بیماران مرگ مغزی میرسد كه گاهی در برخی كشورها آمار اهدای عضو فراتر از این نیز بوده است.
در بسیاری از كشورها اعضای بدن فرد مرگ مغزی در زمره سرمایههای ملی قرار دارد و این بیماران پیش از اهدای عضو به خاك سپرده نخواهند شد. براساس قانون مرگ مغزی كه در سال 1379 به تصویب رسیده است، مسوولان مراكز درمانی دولتی و خصوصی موظف به گزارش وضعیت فرد دچار مرگ مغزی یا در آستانه مرگ مغزی هستند و این در حالی است كه در حال حاضر بسیاری از این افراد یا اصلا شناسایی نمیشوند و یا بدون اهدای عضو به خاك سپرده میشوند.
ناآشنایی پزشكان و پرستاران بیمارستانها با مرگ مغزی و در نتیجه ارائه نكردن گزارش وقوع مرگ مغزی به واحدهای فراهمآوری اعضای پیوندی تاثیر بسیار زیای بر كاهش فعالیتهای آنها داشته است.
در سطح دنیا در هر یكصد تصادف یك نفر كشته میشود، در حالی كه در ایران در هر 10 تصادف یك نفر كشته میشود. در هر صد مرگ نیز یك مرگ مغزی اتفاق میافتد كه با توجه به آن میتوان به این نتیجه رسید كه كشور ما در مقایسه با دیگر كشورها بیشترین آمار مرگ مغزی را دارد.
تصور عمومی جامعه بر این است كه انتخاب فرد گیرنده عضو به عهده بیمارستانی است كه فرد مرگ مغزی در آنجا بستری شده است. فرد گیرنده بر اساس چه اولویتهایی و چگونه انتخاب میشود؟
در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی از طرف رئیس مركز مدیریت پیوند فردی مسوولیت تخصیص عضو از بیمار مرگ مغزی به بیماران نیازمندی كه فهرست اسامی آنها در این وزارتخانه موجود است را به عهده دارد.
این شخص موظف است علاوه بر ایجاد هماهنگیهای لازم برای اهدای عضو كه بدون دخالت كادر درمانی بیمارستان مربوطه انجام میشود، شخص گیرنده را نیز از میان فهرستهای اسامی ارسالی از مراكز برحسب اولویت ثبتنامی، گروه خونی، سایز بدن و بدحالی مشخص كند بنابراین باید به اطلاع عموم مردم رسانده شود كه انتخاب فرد گیرنده بدون توجه به این كه فرد مرگ مغزی در كدام بیمارستان و در كدام شهر كشور بستری بوده است، مستقیما تحت نظارت مسوولان وزارت بهداشت انجام خواهد شد و هیچ عامل دیگری در این انتخاب تاثیرگذار نخواهد بود.
مهمترین مشكلی كه میتواند فرآیند پیوند عضو را تحت تاثیر خود قرار دهد، چیست؟
به نظر میرسد كمبود عضو قابل پیوند از مهمترین مشكلات فرآیند پیوند عضو به بیماران نیازمند محسوب شود. اگرچه در سالهای اخیر پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه پیوند به دست آمده است، اما كمبود عضو پیوندی این پیشرفتها را تحتالشعاع خود قرار داده است.
با توجه به افزایش آمار تصادفات و حوادث گوناگونی كه سبب افزایش نیاز بیماران به پیوند عضو میشود، لازم است با گسترش فرهنگ اهدای عضو در سطح جامعه از سوی مسوولان نظام سلامت و كارشناسان مرتبط با فرآیند پیوند عضو زمینه مناسبی برای تشویق مردم به اهدای عضو از فرد مرگ مغزی فراهم شود.
شما به عنوان فردی كه در زمینه به وجود آوردن زمینه مناسب برای فرهنگسازی پایهگذار اقدامات موثری همچون برگزاری سالانه جشن نفس بودهاید، فكر میكنید چه عاملی میتواتد در تشویق مردم به اهدای عضو تاثیرگذار باشد؟
در صورت افزایش اطلاعرسانی درباره مزایای پیوند عضو و اینكه با پیوند اعضای یك فرد بیمار مرگ مغزی میتوانیم بیش از 4 نفر را از مشكلاتی كه با آن مواجه هستند نجات دهیم، میتوان امیدوار بود كه داوطلبان اهدای عضو نیز افزایش یابند.
واحد فراهمآوری اعضای پیوندی دانشگاه شهید بهشتی از آذر سال 1383 تاكنون برای جذب داوطلبان اهدای عضو تلاشهای زیادی داشته است و با طراحی و فعالسازی سایت ایران اهدا به نشانی اینترنتی www.iranehda.ir پس از مدت زمان كوتاهی عده زیادی از افراد در این سایت ثبتنام كرده و كارت عضویت را دریافت كردهاند.
آیا صرف داشتن كارت پیوند، برای انجام پیوند از فرد مرگ مغزی كافی است؟
طبق قانون اهدای عضو در كشور ایران كه مشابه قانون اهدای عضو بسیاری از كشورهای دنیاست، حتی در صورت داشتن این كارت نیز رضایت ولی بیمار برای اهدا ضروری است، رضایت از ولی درجه یك بیمار كه پدر، پدربزرگ و یا فرزندان پسر بالای 18 سال فرد بیمار مرگ مغزی هستند، گرفته میشود و در صورتیكه پدر یا پدربزرگ فرد بیمار زنده باشد و فرزند پسر بالای 18 سال نداشته باشد، اخذ رضایت از ولی درجه 2 بیمار مرگ مغزی برای اهدای اعضای او ضروری خواهد بود.
رضایت ولی بیمار به قدری حائز اهمیت است كه اعضای بدن فرد مجهولالهویه را نمیتوان اهدا كرد. داشتن كارت پیوند تنها جنبه فرهنگسازی دارد و از نظر قانونی به عنوان مجوز لازم برای انجام مراحل اهدای عضو محسوب نخواهد شد. فرد با داشتن این كارت تمایل خود را به اطرافیانش اعلام میكند و به این طریق خانواده او نیز در صورتی كه او دچار مرگ مغزی شود، میكوشند خواسته عزیزشان را برآورده كنند.
فكر میكنید فعالیتهای فرهنگی انجام شده تا چه اندازهای در این زمینه موثر بوده است؟
یكی از پیامدهای مطلوب ناشی از افزایش فعالیتهای فرهنگی در زمینه اهدای عضو، سهولت جلب رضایت خانوادهای است كه یكی از اعضای آنها دچار مرگ مغزی شده است.
تا چند سال پیش رضایت گرفتن از اعضای خانواده بیمار مرگ مغزی برای اهدای اعضای بدن او یكی از بزرگترین مشكلات واحد پیوند به شمار میآمد كه حتی در مواردی با برخوردهای فیزیكی از خانوادهها با مسوول واحد پیوند همراه بود اما آگاهی یافتن خانوادهها از چگونگی فرایند پیوند و كارآمدی این اقدام انساندوستانه سبب شده است گرفتن رضایت خانوادهها در مقایسه با گذشته به مراتب آسانتر شود تا جایی كه در برخی موارد، خانوادههای داوطلب اهدای عضو بیمار مرگ مغزی خود شخصا با واحدهای فراهمآوری اعضای پیوندی تماس میگیرند و خواستار اهدای عضو بیمارشان میشوند.
|