مردی برای دوستش تعریف میکرد، باز با همسرم دعوام شد.
دوستش گفت: جدی؟ چه جوری تموم شد؟
مرد گفت: وقتی تموم شد زنم چهار دست و پا بطرف من میومد.
دوستش با تعجب گفت: راست میگی؟ چی میگفت؟
فکر میکنم یه چیزی مثل... از زیر تخت بیا بیرون وگرنه میکشمت..
=========================
مردی به دوستش میگه: زن من خیلی عالیه، یه موضوع که بهش میدی میتونه یک ساعت درموردش صحبت کنه!
دوستش جواب میده: اوووووه.... این که چیزی نیست! زن من بدون اینکه موضوعی داشته باشه میتونه ساعتها حرف بزنه!!!!!!
دوستش جواب میده: اوووووه.... این که چیزی نیست! زن من بدون اینکه موضوعی داشته باشه میتونه ساعتها حرف بزنه!!!!!!
تهیه و ترجمه: گروه سرگرمی سیمرغ- تهمینه نصوری
