گفتنی است اسامی نامناسب به نوعی شخصیت فرزندان را مورد حمله قرار میدهند. درست است كه برای مبارزه با نوعی از رفتارهای او به كار برده میشود، اما هویت وی را در هم میشكند.
وقتی به فرزندتان میگویید احمق یا بیاستعداد از جزییترین عواقب چنین كلماتی این است كه او از شركت در بازیها یا تفریحات و حتی ورزشهای گروهی خودداری میكند، زیرا احساس میكند استحقاق بازی را به دلیل فقدان استعداد ندارد. سعی میكند از بودن در جمع بپرهیزد تا شاید دیگران پی به بیارزشی او نبرند.
عدم پذیرش
كاش هرگز متولد نشده بودی، هیچ كس تو را دوست ندارد و...
عدم پذیرش یعنی شما از بودن با فرزندتان احساس ناراحتی میكنید و تمایل دارید او را تنها بگذارید. در مورد كودكان وقتی كسی كه او را به این دنیا آورده از بودنش ناراحت است، یعنی واقعا دوست داشتنی نیست و خودش هم ممكن است بخواهد از دنیای شما بیرون رود. از آنجا كه حس میكند دیگران نیز او را نمیخواهند نمیتواند به جای دیگری برود و ممكن است آرزو كند كاش واقعا به دنیا نیامده بود. از عواقب این احساس، انزوا و افسردگی و عدم لذت از زندگی است.
فرزندان تمایل دارند بدون قید و شرط توسط والدین مورد علاقه و محبت باشند.
اینكه هیچ كس آنها را دوست نداشته باشد، اما والدین به آنها عشق بورزند برایشان كافی است ولی نقطه مقابل آن را نمیتوانند تحمل كنند.
به جای چنین برخوردهایی بهتر است به او بگویید چقدر دوستش دارید، اما انتظار رفتارهای بد را از چنین موجودی دوست داشتنی ندارید.
منفیبافی
تو هیچ چیز نمیشوی، یك روزی شكست میخوری و...
همه افراد گاهی در اوج هستند و گاهی نیستند. آنچه ما به عنوان والدین به فرزندان میگوییم موجب ایجاد یك باور ذهنی در آنها میشود. این باور آنقدر مرور میشود كه روزی به حقیقت میپیوندد.
شاید برایتان عجیب باشد، اما در یك تحقیق مشخص شد بیش از 80 درصد از زندانیان جوان افرادی بودهاند كه مادر یا پدرشان در كودكی آنها را بیخاصیت و مایهننگ و سرشكستگی خود نامیده بودند. در عوض بهتر است بگویید رفتار بد آنها چه عواقبی دارد و میتواند برای خودشان و دیگران موجب بروز مشكل و ناراحتی شود.
ایجاد احساس گناه
تو مرا پیر كردی، من به خاطر تو این زندگی جهنمی را تحمل میكنم و...
اینها همگی مواردی هستند كه موجب ایجاد حس گناه در فرزندان میشوند. در بسیاری از موارد طلاق، والدین به گونهای رفتار میكنند كه فرزندان حس میكنند اگر وجود نداشتند، شاید كار والدین به جدایی نمیكشید.
اینها احساسهای خطرناكی هستند كه سرزنش و انتقاد مداوم از خود و سرخوردگی را در پی دارند. البته فرزندان باید بیاموزند كه باید در قبال رفتارهایشان، مسوولیتپذیر باشند و عواقب بد یا خوب رفتارهایشان را بپذیرند؛ اما اینكه مشكل اعضای دیگر خانواده به دلیل وجود یا رفتار آنهاست، درست نیست.
پس بهتر است حتی در مواردی كه از دست رفتارهایش عصبانی میشوید، به او بگویید كنترل خود را از دست دادید و از این بابت متاسفید یا اینكه امروز خیلی خستهاید و سعی میكنید در موقعیت مناسبتری با او در مورد مسائل صحبت كنید.
كمالگرایی
چرا تو همیشه دوم میشوی؟ نمره 17 گرفتی؟ چرا نتوانستی 20 بگیری؟ و...
مقایسه
چرا نمیتوانی مثل خواهرت باشی؟ وقتی من همسن تو بودم، نمراتم بهتر از تو بود و... در مقایسه شما به فرزندتان میگویید كه تو كمتر از دیگران هستی. به این ترتیب او احساس خودكوچكبینی و تحقیر میكند. ممكن است اوایل یا در ظاهر به طور موقتی بیشتر تلاش كند تا رضایت شما را به دست بیاورد؛ اما درواقع نسبت به دیگران، احساس بدبینی، نفرت و كینه پیدا میكند.
سرزنش و تحقیر
من به اینكه تو عقل داری، شك میكنم. باید از خودت خجالت بكشی، خدا لعنتت كند و...
تهدید كردن
اگر حرفم را گوش ندهی، همین جا رهایت میكنم و میروم. اگر دوباره این كار را بكنی، تو را از خانه بیرون میاندازم و...
به همین دلیل در چنین مواقعی كه بشدت از دست او عصبانی میشوید، به جای این تهدیدها به او بگویید بهتر است به اتاقش برود و چند دقیقهای در تنهایی با خود به كارهایش فكر كند.
مطمئن باشید با رعایت موارد بالا بهتر نتیجه میگیرید و هم احساس احترام و صمیمیت بیشتری در خانواده و میان شما و فرزندانتان ایجاد میشود و هم اینكه رفتارهای فرزندان از حالت لجبازی و فرسایشی خارج میشود و انعطاف بیشتری از خود نشان میدهند.
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
www.seemorgh.com/lifestyle
منبع: jamejamonline.ir
مطالب پیشنهادی:
تربیت به شیوه پدربزرگها
آخه چرا باید بخوابم؟
معرفی چند سایت سالم و پربار بازی و تقویت هوش برای کودکان
در حضور فرزندان هرگز مطالب اغراقآمیز به زبان نیاورید
راه حلهای مناسب برای کم کردن اختلاف خواهر و برادرها