همه خرت و پرتها را میریزند وسط تا چیزهای به درد بخور را جدا و چیزهای اضافه را رد كنند، ببخشند یا دور بریزند.زن میگوید: این كتابها اضافه است. آقا میگوید: نه اینها را لازم دارم.
مرد میگوید: این لباسها اضافه است.زن میگوید: نه اینها را لازم دارم.
او میگوید و این میگوید و دست آخر خیلی چیزها همانطور كه بود، میماند.
لیست خریدی كه زن مینویسد با تغییرات زیادی توسط مرد اجرا و درخواستهایی كه مرد دارد با تعلل زیادی از سوی زن مواجه میشود. بچهها هم این میان ساز خود را میزنند.
اما این سوال باقی میماند كه این خانه را چه كسی مدیریت میكند. مدیریت خانواده فقط مختص مدیر است یا همه در آن نقش دارند؟
در واقع مدیریت خانه، كارى تمام وقت است كه همه خانواده باید به آن توجه كنند.
خانه را چگونه مدیریت كنیم
مرجان شریفی، مشاور خانواده اعتقاد دارد یك خانواده پیش از هر چیز باید برای زندگی خود اهداف بلند مدت، كوتاه مدت و میان مدت تعیین كند. اهدافی كه منافع خانواده و هریك از افراد آن را به تنهایی در بر بگیرد. مثلا خرید یك زمین برای سرمایهگذاری آینده تمام خانواده ، ادامه تحصیل پدر خانواده، كلاسهای آموزشی مادر خانواده و پیشبینی تحصیلات تكمیلی فرزندان برنامهریزیهایی است كه در خانواده ممكن است صورت گیرد. وی میافزاید:
در نظر گرفتن ابعاد مختلف اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در برنامهها ضروری است.
مدیریت آشپزخانه
یك بانو یا آقای آشپز تنها كاری كه میكند مدیریت پخت و پز نیست. نادره كه یك بانوی خانه دار است و مدیریت آشپزخانه را به بهترین نحو اجرا میكند، میگوید: من لیست غذاهایی كه میتوانیم بخوریم را تهیه و طبق آن برآورد میكنم كه طی سال چه مقدار موادنیاز داریم، مثل برنج و حبوبات. بعد برآورد میشود كه چه مقدار مواد را ماهانه باید بخریم. این مواد شامل روغن، قند و شكر و... است و در آخر موادی كه روزانه باید تهیه شود، مثل میوهها و ترهبار.
به این ترتیب برآورد اینكه طی هر ماه و سال به طور متوسط چقدر هزینه میشود، كار راحتی است و ضمنا هنگام خرید یا موقع تصمیمگیری برای پخت غذا بلاتكلیف نیستم.
وی میافزاید: مدیریت غذا شامل نوع غذایی است كه هر فرد به لحاظ كمبودها یا بیماریهایی كه دارد، باید بخورد.
سلسله مراتب
نادر تقوی، كارمند یك اداره دولتی است. این پدر 40 ساله معتقد است سلسله مراتب را فقط برای اداره نگذاشتهاند. در واقع سلسله مراتب از خانواده به اداره تسری پیدا كرده است.
احترام به بزرگترها و حرف شنوی از مو سفیدهای خانواده به نوعی همین سلسله مراتب است. اینكه بچهها اول از پدر حساب ببرند و بعد از مادر و مادر خانواده نیز از پدر حرف شنوی داشته باشد و با آگاهی او امور را انجام دهد نیز به نوعی سلسله مراتب را نشان میدهد كه اگر نباشد نظام خانواده به هم میریزد. همچنین بزرگترها نیز باید نقش خود را بپذیرند و كوچكترها را تحت توجه و حمایت خود قرار دهند.
این احترام به مقام و جایگاه است كه زمینهساز تقسیم عادلانه كارها میان افراد خانواده میشود در غیر این صورت بچههای بزرگتر میخواهند به بچههای كوچكتر زور بگویند و عدالتی در بین نخواهد بود. كمكم بچهها به هركس حتی والدین زور خواهند گفت و این نهایت هرج و مرج است كه متاسفانه در برخی خانوادهها دیده میشود.
شیوههای نوین
طى 2 قرن گذشته علاوه بر شیوه مدیریت سنتى، شیوه مدیریت مشاركتى نیز مورد استفاده قرار گرفته كه نتایج خوبى داشته است.
وجود قوانین براى ایجاد انضباط در جوامع و گروههاى انسانى لازم است. ولى در خانوادههایى كه قوانین بدون مشاركت اتخاذ مى شود، همیشه اعضا این قوانین را تحمیلى تلقى مىكنند. اگر مردم و گروهها در وضع قوانین دخالت داشته باشند، آن را بهتر درك كرده و با انگیزه قوىترى در اجراى آن مى كوشند و با دیده احترام به آن مى نگرند.
در خانوادههاى جدید، كودكان و نوجوانان حكم انسان صاحب عقل و احساس را دارند. وقتى به افراد خانواده این فرصت داده شود كه در تدوین قوانین و خط مشى خانواده مشاركت داشته باشند، آنان احساس بهترى نسبت به خود خواهند داشت.
به منظور اجراى یك روش مدیریت مشاركتى، لازم است خانوادهها به صورت مرتب جلسات خانوادگى داشته باشند.
در این جلسات حرفها و درددلها مطرح و كارهاى خانه تقسیم میشود.
شكایات بررسی، اختلافها روشن و راههای جدید برای رفع مشكلات كشف میشود و مقررات جدید وضع میگردد.
