این متهم به قتل پس از آنکه دختر خردسالش را به زمین کوبید و باعث فرو رفتن او به کما شد، به دام افتاد و به کشتن برادر همسرش اعتراف کرد.
این جنایت ابتدا به ماموران انتظامی پاسگاه احمدی واقع در شهرستان حاجی آباد استان هرمزگان گزارش شد و آنها وقتی باخبر شدند دعوای سه جوان در یک مراسم عروسی، جشن را به عزا تبدیل کرده است، بلافاصله در محل حادثه حضور یافتند.
ماموران خود را در برابر پیکر بی جان و غرق در خون جوانی 31 ساله به نام محمد دیدند و وقتی مشاهده کردند مرد دیگری به نام موسی نیز با ضربات چاقو به شدت مجروح شده است، وی را به بیمارستان رساندند.
در ادامه کارآگاهان جنایی پیگیری جنایت در جشن عروسی را برعهده گرفتند و به تحقیق از حاضران در مراسم پرداختند. آنها از زبان شاهدان جنایت نام مردی 29 ساله به نام امیر را شنیدند که پس از خون به پا کردن گریخته بود.
از آنجا که همسر امیر در میان مهمانان جشن عروسی بود، تحت بازجویی قرار گرفت و به تشریح جزئیات حادثه پرداخت. او گفت؛ من و شوهرم در جشن عروسی یکی از اقوام حاضر شده بودیم اما ساعاتی بعد بر سر موضوع پیش پاافتاده یی به جر و بحث با هم پرداختیم و به تدریج مشاجره بالا گرفت. در این بین برادرم محمد برای وساطت جلو آمد اما شوهرم که عصبانی بود با چاقو به او و دوستش موسی حمله کرد و بعد هم پا به فرار گذاشت.
کارآگاهان بعد از شنیدن اظهارات این زن بلافاصله به خانه امیر رفتند تا او را پیش از آنکه فرصت پیدا کند از شهر بگریزد، به دام بیندازند. در این هنگام متهم به قتل که خود را در حلقه محاصره پلیس می دید و متوجه شده بود هیچ راه فراری برایش باقی نمانده است، دختر پنج ساله خودش را به نام مینا گروگان گرفت و در حالی که با داد و فریاد پلیس را تهدید می کرد در مقابل چشمان ماموران و حاضران در محل روی دختر خردسال بنزین ریخت و سپس چاقویی زیر گلوی او گذاشت و گفت اگر راه را برایش باز نکنند، مینا را می کشد.
این اقدام جنون آمیز متهم، لحظات دلهره آوری را به وجود آورد و کارآگاهان برای اینکه جان دختر خردسال را نجات دهند به مذاکره با امیر پرداختند. پس از دقایقی گفت وگو پدر دختر راضی شد چند گام از محلی که آغشته به بنزین شده بود، فاصله بگیرد تا خطر انفجار یا آتش سوزی ناگهانی از بین برود. با این وجود او حاضر نشد گروگانش را رها کند و همچنان تهدید می کرد با چاقویی که در دست دارد دخترش را خواهد کشت و تنها راه نجات مینا از مرگ این است که پلیس راه فرار را برای او باز کند.
امیر در همان حال که دخترش را گرو نگه داشته بود در یک لحظه به همراه او سوار موتورسیکلتش شد و شروع به فرار کرد. ماموران نیز به تعقیب وی پرداختند. دقایقی بعد در حالی که متهم به قتل با سرعت سرسام آوری به راه خود ادامه می داد و به اخطارها توجهی نداشت، کنترل موتور را از دست داد و به زمین خورد. او که از این اتفاق به شدت عصبانی شده بود و کارآگاهان را در چند قدمی خود می دید در یک لحظه دخترش را محکم به زمین کوبید که این اقدام باعث شد مینا بی هوش شود. پس از آن بود که ماموران امیر را بازداشت و دختر خردسال را به بیمارستانی در بندر عباس منتقل کردند.
در حالی که پزشکان بیمارستان بندرعباس اعلام کردند دختر پنج ساله به خاطر ضربه مغزی به کما رفته و نجات جان وی تقریباً غیرممکن است، پدر او در پلیس آگاهی تحت بازجویی قرار گرفت و به آدم کشی اقرار کرد.
او گفت؛ «در مراسم عروسی مشروب خورده بودم و حالت طبیعی نداشتم، به همین خاطر هم هنگام بگو مگو با همسرم ناگهان کنترل خودم را از دست دادم و شروع به داد و فریاد کردم. در این حین محمد و دوستش در کار ما دخالت و مرا بیش از پیش تحریک کردند. من در شرایطی با چاقو به آن دو نفر حمله کردم که هیچ کنترلی بر رفتارم نداشتم و نمی دانستم چه کار می کنم.»
