پسر جوانی که قصد داشت عشق دختر دایی اش را تصاحب و با او ازدواج کند توسط رقیب عشقی خود به قتل رسید.
 

   اولین برگ از این پرونده جنایی زمانی تنظیم شد که فرد ناشناسی در تماس تلفنی به پلیس کازرون خبر داد جسد پسر جوانی به نام امیر کنار یک خودرو رها شده است. ماموران دقایقی بعد از دریافت خبر در محل حاضر شدند و جسد پسر جوان را که مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته بود پیدا کردند. بررسی‌ها نشان داد ماشینی که کنار جنازه قرار گرفته متعلق به مقتول است و به این ترتیب مشخص شد عامل یا عاملان جنایت مقتول را با اتومبیل خودش به آنجا انتقال داده و جسدش را رها کرده اند.

کارآگاهان در همان بررسی‌های اولیه به این یقین رسیدند که امیر قربانی یک انتقام گیری شده است چراکه تعداد ضربات وارده به او زیاد بود و جراحات مشهود در بدنش که برخی از آنها زخم‌های دفاعی بود از درگیری وی با جانی یا جانیان حکایت داشت.

وقتی خانواده امیر تحت بازجویی قرار گرفتند، مدعی شدند پسرشان با کسی اختلاف نداشته و اگر هم داشته در این باره به کسی چیزی نگفته است. در حالی که هیچ سرنخی از این جنایت وجود نداشت فردی ناشناس به پلیس مراجعه کرد و مدعی شد می‌داند چه کسی در قتل امیر نقش داشته است. وی گفت؛ روز حادثه دو پسر جوان را که یکی از آنها حمید نام دارد در خودروی امیر دیدم که در حال جر و بحث بودند.

از آنجایی که به نظر می‌رسید حمید آخرین کسی است که امیر را دیده، پلیس وی را بازداشت کرد. متهم بعد از چند روز مقاومت سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت؛ من عاشق دختری به نام فرنگیس بودم و با او رابطه داشتم. فرنگیس همه زندگی من شده بود تا اینکه متوجه شدم پسردایی اش هم به او ابراز علاقه کرده است. این مساله ناراحتم کرد و تصمیم گرفتم با امیر صحبت کنم.

متهم جوان ادامه داد؛ مدتی که از این ماجرا گذشت امیر را پیدا کردم و با او قرار گذاشتم و گفتم باید درباره مساله یی مهم صحبت کنیم. به اتفاق دوستم در محل ملاقات حاضر شدیم. ما در قبرستان قرار داشتیم. وقتی امیر آمد به او گفتم من با فرنگیس رابطه دارم و ما عاشق هم هستیم. امیر عصبانی شد و گفت من می‌خواهم رابطه او و فرنگیس را به هم بزنم.

آن موقع بود که فهمیدم فرنگیس به دور از چشم من با امیر هم رابطه دارد. اما این مساله مانع علاقه من به فرنگیس نشد و تصمیم گرفتم رقیب را از میدان به در کنم. به فرنگیس زنگ زدم و گوشی تلفن همراهم را روی بلندگو گذاشتم. فرنگیس نمی دانست که امیر پیش من است و خیلی راحت با من صحبت می‌کرد. به او گفتم احساس قلبی اش را بگوید و بین من و امیر یکی را انتخاب کند. او با صراحت گفت مرا دوست دارد و علاقه یی به امیر ندارد.

متهم به قتل ادامه داد؛ امیر از شنیدن این حرف به شدت ناراحت شد. وقتی ما از هم جدا شدیم امیر به خانه دایی اش رفت و با فرنگیس دعوای مفصلی کرد. امیر دست بردار نبود و می‌خواست فرنگیس را تصاحب کند، من هم تصمیم گرفتم او را تنبیه و کاری کنم که از عشق فرنگیس دست بردارد. از دوستم خواستم دوباره با امیر قرار بگذارد. روز حادثه ابتدا با هم کمی صحبت کردیم اما یکدفعه کار به درگیری کشید، من و دوستم چند ضربه به وی زدیم. او روی زمین افتاد و من چند ضربه دیگر به او وارد کرد، بعد هم جسدش را کنار ماشین رها کردیم و کفش‌هایش را درآوردیم و جای دیگر انداختیم تا صحنه سازی کنیم. بعد از اعترافات حمید دوست وی نیز دستگیر شد. در حال حاضر تحقیقات از این دو نفر ادامه دارد. 

 
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
www.seemorgh.com/news 
منبع: aftab.ir