به گزارش همصدا، چندی قبل دختری به نام «مهرناز» 20ساله همراه مرد 60 سالهای به شعبه 268 دادگاه خانواده تهران مراجعه كرد و با ارائه دادخواستی به قاضی «عموزادی» گفت: من فرزند اول خانواده هستم كه یك برادر كوچكتر از خود نیز دارم. خانوادهام از وضعیت اقتصادی و مالی متوسطی برخوردارند، پدرم كارمند ساده یك شركت است اما با تمام تلاشهای شبانه روزیاش، نمیتواند همه نیازهای مادی من و خانواده را فراهم كند. به همین خاطر اغلب مواقع با هم جر و بحث داریم. سرانجام همزمان با قبولی در دانشگاه، تصمیم گرفتم برای تأمین مخارج تحصیل و زندگیام كار نیمه وقتی پیدا كنم. بنابراین پس از جستوجوهای فراوان به عنوان منشی در یك شركت خصوصی مشغول كار شدم. چند ماهی گذشته بود كه متوجه شدم صاحب شركت توجه زیادی به من دارد سرانجام در جریان گفتوگوهای خصوصی او از مشكلات شدید با همسر و سه فرزند بزرگش سخن به میان آورد و گفت پس از 35 سال زندگی مشترك در آستانه طلاق است.
سرانجام نیز او به طور رسمی از من خواستگاری كرد. درحالی كه بشدت شوكه بودم، ابتدا مخالفت كردم. اما وقتی گفت: حاضر است یك واحد آپارتمان شیك در شمال شهر، خودروی گرانقیمت و 1000 سكه طلا مهریهام كند، به فكر فرو رفته و از او مهلت خواستم. در حالی كه طی چند روز به زندگی رؤیایی و بدون دغدغهام فكر میكردم، درباره موضوع خواستگاری با خانوادهام حرف زدم. اما با مخالفتهای بسیار شدید پدر و مادرم روبهرو شدم. حالا هم تصمیم دارم با اجازه دادگاه ازدواج كنم.
قاضی پس از شنیدن اظهارات دختر جوان پدر و مادر «مهرناز» را به دادگاه فرا خواند.
مرد میانسال در حالی كه با چهرهای ناراحت مقابل قاضی ایستاده بود گفت: اگر شما جای من بودید چه میكردید؟ آیا حاضر میشدید دختر 20سالهتان با یك مرد 60 ساله كه همسر و سه فرزند بزرگ دارد ازدواج كند. آیا به نظرتان این تصمیم منطقی است؟
من و همسرم با التماس به دخترمان گفتیم دست از لجبازی بردارد و به آینده خود و آبروی خانوادگیمان لطمه نزند. اما به هیچ عنوان قبول نمیكند. شما به او بگویید آیا مال و ثروت ضامن خوشبختی زندگی یك دختر 20ساله و مردی 60 ساله است؟ دخترم هنوز برای آینده فرصتهای بسیار زیادی دارد و بهتر است به فكر آینده درخشان باشد نه اینكه وارد زندگیای شود كه به طور حتم هیچ خوشبختی و دوامی ندارد.
قاضی پس از شنیدن اظهارات پدر و دختر، با اجازه ازدواج دختر جوان به دلیل اینكه هنوز همسر اول خواستگارش از او جدا نشده و مردموافقت رسمی همسرش را نیز با ازدواج دوم خود دریافت نكرده، پرونده را مختومه كرد.
