براساس محتویات موجود در پرونده، هفته گذشته زن جوانی به نام «بانو» با مراجعه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران، ضمن ارائه دادخواستی خواستار تقسیط دیه مادرشوهرش شد.
وی در این باره گفت: مدت كوتاهی پس از ازدواج متوجه دخالتهای بیجای مادرشوهرم در زندگی مشتركمان شدم. بر سر این موضوع نیز بارها با مادرشوهرم مشاجره و درگیری داشتم. تا اینكه دیگر جانم به لبم رسیده و تحمل دخالتها و زخمزبانهایش را نداشتم. سرانجام میان ما مشاجره و درگیری شدیدی رخ داد كه از شدت عصبانیت او را كتك زدم و مهره كمر و دندهاش شكست.
آن روز از شدت ترس به خانه مادرم پناه بردم. وقتی شوهرم از محل كار برگشت، موضوع را با او در میان گذاشتم. فكر میكردم وابستگی و علاقه همسرم به حدی است كه از من نیز حمایت میكند اما برخلاف تصوراتم شوهرم مرا به خانه راه نداد و به كمك مادرش شتافت. چند روزی منتظر ماندم تا همسرم برای آشتی پیشقدم شود. اما در كمال ناباوری متوجه شدم مادرش از من شكایت كرده است. بنابراین پس از حضور در دادگاه به درگیری و ضرب و شتم اقرار كردم.
پس از صدور قرار مجرمیت، از سوی قاضی مجتمع قضایی بعثت به پرداخت 10 درصد دیه كامل زن مسلمان و 600 هزار ریال جزای نقدی محكوم شدم. این در حالی است كه مادرشوهرم بر اثر سرطان جان سپرده است. حكم نیز قطعی بوده و برای اجرا به دادسرا ارسال شده است. اما من هیچ پولی برای پرداخت دیه مادرشوهر مرحومم ندارم و همسرم نفقهای به من نمیدهد. خانواده فقیرم نیز نمیتوانند كمكم كنند، بنابراین قادر به پرداخت دیه نیستم و تقاضا دارم دیه مادرشوهرم قسطی شود شاید بتوانم آن را بپردازم. چرا كه فرزندانش به هیچ عنوان حاضر به اعلام رضایت نیستند.
قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات نوعروس فرزندان پیرزن را به دادگاه فراخواند. شوهر «بانو» - متهم – به دنبال اطلاع از خواسته همسرش گفت: وقتی به خواستگاری «بانو» رفتیم، درباره وضعیت بیماری وخیم مادرم صحبت كردم. بعد هم از او و خانوادهاش خواستم هر چه زودتر مقدمات ازدواج را فراهم كنند. چرا كه مادرم آرزوی ازدواج تنها پسرش را داشت و دلش میخواست پیش از مرگش مرا در لباس دامادی ببیند. اما متأسفانه «بانو» زنی عصبانی و تندخو است به طوری كه هیچ حرفی را بیجواب نمیگذارد. به قول خودش میخواست گربه را دم حجله بكشد كه این اتفاق افتاد. من هم تا آخر عمر نمیتوانم بدرفتاری همسرم را با مادر بیمارم فراموش كنم. او حسابی دل مرا شكسته است. به هیچ عنوان نیز او را از خانه بیرون نكردم بلكه به حالت قهر خانه را ترك كرده است. دادگاه خانواده تهران نیز وی را محكوم به تمكین و بازگشت به خانه كرد. با این حال همسرم مهریه 300 سكه طلایش را به اجرا گذاشت و دادگاه خانواده تهران مرا محكوم به پرداخت قسطی مهریه كرد.
حالا هم با قطعی شدن حكم حاضرم مهریهاش را بپردازم. بنابراین دیگر همسرم تنگدست نیست و با دریافت مهریهاش میتواند دیه مادرم را یكجا بپردازد. بدین ترتیب قضات پس از بررسی احكام قضایی، ادعای اعسار و ناتوانی زن جوان را نپذیرفته و وی را محكوم به پرداخت دیه مادر شوهر كردند.
www.seemorgh.com/news
