اما از میان این همه افراد وی هیلاری كلینتون را بهعنوان وزیر خارجه و رابرت گیتس را بهعنوان وزیر دفاع و جیمز جونز را بهعنوان مشاور خود برای امنیت ملی انتخاب كرد. این شخصیتها كسانی بودند كه نهفقط مورد حمایت طبقه میانهرو حزب دمكرات و بلكه مورد تایید خیلی از جمهوریخواهها بودند. تاكنون كسی نسبت به توانایی این شخصیتها ایرادی نگرفته است، مگر كسانی كه در چپترین نقطه حزب دمكرات قرار دارند. البته آنها نیز به نوبهخود حق دارند.
آنها تمام هم و غمشان در انتخابات ریاستجمهوری و حمایت از اوباما این بود كه سیاست خارجی بر همه مسائل برتری دارد، برعكس آنچه هیلاری كلینتون و جورج بوش و سایر كاندیداها فكر میكردند.
در واقع میبینیم كه مثلا رابرت گیتس وزیر دفاع دولت جورج بوش بوده و جیمز جونز كه افسر سابق نیروی دریایی است در ستاد انتخاباتی جان مككین حضور داشت و عملا میبینیم كه در طبقهبندیهای سیاسی این شخصیتها، تیم همكار اوباما از طبقه میانی و شاید هم بتوان گفت از راستگراهای طبقه میانی انتخاب شدهاند كه در تبلیغات انتخاباتی هر كدام اظهارات فراوانی در تایید مواضع راست داشتهاند. با توجه به شعارهای انتخاباتی كه اوباما در همه دوران رقابت انتخاباتی مطرح كرد، آیا نمیتوان گفت كه انتخاب این افراد توسط اوباما نشاندهنده این است كه همه اهداف انتخاباتی خود را زیر پا گذاشته است؟
در حقیقت سیاستهای خارجی كنونی اوباما در چالشهایی كه از امروز به بعد با آن روبهرو خواهد شد، مشخص میشود نه از طریق نتیجهگیریهایی كه از مقدمات اولیه بهوجود میآید. در واقع بسیاری از مسائل اختلافی اوباما با سایر نامزدها در رد و بدل شدن آراء و نظرات بسیار بزرگنمایی شده است و از همان اول میدانستیم كه خیلی از مواضع اوباما در عمل از چپ افراطی نه تنها به چپ بلكه به دیدگاههای میانه، روی خواهند آورد.
از جمله در مسئله مربوط به زمان عقبنشینی نیروهای آمریكایی از عراق و همچنین راهكارهایی كه در تعامل با ایران وجود دارد.بدین جهت شعارهای انتخاباتی، در تعیین سیاستهای خارجی نقش اساسی ندارند، بلكه سؤال اساسی در مورد این افراد این است كه آیا این افراد توانایی كافی برای همراهی با خواستهها و اهداف اوباما را دارند یا نه؟
در این مورد باید گفت از لحاظ تواناییها نباید در مورد گیتس و جونز مشكلی باشد. ولی این موضوع را در مورد هیلاری كلینتون نمیتوانیم تكرار كنیم. البته هیلاری بدون شك تواناییهای متنوعی دارد، هر چند كه در سیاست خارجی تجربه كافی ندارد. البته وی به كشورهای خارجی مختلفی سفر كرده است و رهبران كشورهای زیادی كه قرار است در دوره آینده با وی همكاری كنند با او بهطور شخصی آشنا هستند. به عبارتی دیگر وی دارای شهرت جهانی است، ولی در مورد داشتن انرژی و اراده كار، كسی نیست كه بخواهد بر كلینتون ایراد بگیرد.
در مورد میزان انعطافپذیری وی در سیاستهای اوبامایی اختلافنظر زیادی است. در زمان رقابتهای انتخاباتی در انتخابات كنگره آمریكا از ایالت نیویورك وی اظهارات ویژهای را در حمایت از اسرائیل بیان كرده بود. وی در آن موقع گفته بود كه قدس را پایتخت ابدی و تقسیمناپذیر اسرائیل میداند. بر فرض اینكه هیلاری بتواند به این سیاستهایش انعطاف بدهد، آیا همانطور كه مبانی وزارت در یك دولت اقتضا میكند هیلاری میتواند زیر دست رئیسجمهوری چون اوباما باشد؟
