باشگاه جواني برنا/ گزارش - ليلا باقري
شايد بزرگ ترين ضعف برنامه ريزي در کشور ما به موضوع نداشتن آمار دقيق و اطلاعات به روز برگردد؛ مضاف بر اينکه روش آمارگيري ها و تهيه نظرسنجي ها نيز در کشورمان همواره دستخوش اتفاقات روز و شايد سفارشات حزبي و گروهي شود و از همين رو "آمار" به عنوان کليد حرکت و زمينه ترسيم خطوط آينده نگري در کشور ما بيشتر به يک شوخي رسانه اي تبديل شده است تا مبناي درست تصميم گيري. در همين زمينه آمار ارائه شده از محيطهاي دانشگاهي نيز به خاطر الگو بودن و تسري دادن آن به کل جامعه از هجوم اعداد و ارقام کاملا غير کارشناسي در امان که نبوده همواره از نوعي غرض ورزي و سياه نمايي نيز رنج مي برده است؛ آنچه مي خوانيد ماحصل گفتگوهاي مفصل باشگاه جواني خبرگزاري برنا با 20 نخبه تک رقمي و برگزيده در آزمون سراسري 86 در رشته هاي مختلف است که در بخش هاي متفاوتي طبقه بندي شده است.
***
بزرگترين دغدغه نخبگان
پاسخ ها بسيار متعدد و متنوع بود؛ رسيدن به بالاترين درجه سعادت كه قرب الهي است... هدف هاي ديگري هم در زندگي هست. مثل انتخاب به عنوان مرد علمي سال دنيا... بدست آوردن شغل مناسب، خدمت به جامعه... فعلاً همان موفقيت در دانشگاه و احتمالاً رسيدن به هدفهايي که با ورود به دانشگاه رنگ مي گيرند و مشخص مي شوند...درمان بيماري هاي لاعلاج... مشکلاتي در جامعه وجود دارد که دوست دارم در برطرف کردنش نقشي داشته باشم. از جمله بي عدالتي... و آنها که دغدغه هايشان را گفتند و خواستند که ننويسيم.
28/14 درصد نخبگان جامعه آماري باشگاه جواني برنا، "کنکور" را راهي براي رسيدن به رضايت خدا اعلام کردند. 30/14 درصد، مسائلي به جز درس خواندن ، مانند حل مشکلات اجتماعي بخشي از دغدغه ذهني شان بود. و 42/71درصد هم کنکور را شکستن سدي مي دانستند براي رسيدن به اهداف بالا تر و شروع موفقيت هاي آتي.
زندگي شما تک بعدي است؟
پرسيديم چقدر از اخبار روز مطلعيد. سرتان در لاک خودتان است يا مي دانيد دور برتان چه خبر است؟ بعضي ها گفتند کم و بيش، يکي گفت دوران كنكور در وقت استراحت؛ بيشتر اخبار ساعت ده شبكه سه را مي ديده، بعضي ها هم اهل خط و ربط سياسي و تحليل هاي داغ بودند در عوض برخي به شدت از سياست دلزده بودند. با اين حال 80 درصد نخبه هاي کنکوري اهل پيگيري اخبار روزمره و خواندن روزنامه بودند.
اما در واقع 71/85 درصد از نخبه هاي کنکوري زندگي چند بعدي داشتند. ورزش، موسيقي، تلويزيون و مطالعه، بهترين يار اوقات فراغتشان بود و 28/14 درصدشان گرچه معتقدند نبايد زندگيشان تک بعدي باشد اما فراغت چنداني براي پرداختن به علايق ديگرشان ندارند.
کنکور حذف شود؟
باز هم نظرات مختلف بود اما در دو بخش دسته بندي مي شد؛ اصلاً موافق نيستم؛ موافقم اما مشروط! نخبه هاي کنکوري معتقدند اين طرح هم نقاط مثبت دارد و هم نقاط منفي. مثبت اين که زحمات چندين ساله بچه ها هدر نمي رود اما از طرفي نه امتحانات در کشور در حد اعلاي استاندارد برگزار مي شود و نه سطح آموزش در همه جاي کشور يکسان است... سطح دانشگاه ها با هم تفاوت دارد. براي ورود افراد به دانشگاه هاي مختلف بايد رتبه بندي آنها به روش صحيح انجام شود. رتبه بندي از طريق امتحانات نهايي مشکلاتي دارد که بايد برطرف شود.
با اين حال 40 درصد مصاحبه شوندگان باشگاه جواني برنا، مخالف حذف کنکور و جايگزيني نمرات نهايي جهت سنجش افراد براي ورود به دانشگاه بودند و 60 درصد به صورت مشروط با آن موافق بودند؛ به شرطي که طرح مناسبي جايگزين آن شود. به هر حال در اين مقوله راي ممتنع نداشتيم.
نخبه پروري يا نخبه سالاري؟
جواب ها در اين سوال اغلب تلخ و گزنده بود؛ " نخبه سالاري كه نداريم. نخبه پروري هم تا وقتي به آنها بها ندهند، وجود ندارد... اگر اكثر جامعه نخبه باشند خيلي بهتر است تا عده كمي از نخبه ها در صدر امور بنشينند... تغيير و پيشرفت در نظام علمي با تعداد کمي نخبه و يا کساني که از نظر علمي برتر هستند، کارسختي است. اما اگر شرايط همه از نظر علمي يکسان باشد، راحت تر مي شود کاري انجام داد..."
بنا بر گزارش باشگاه جواني برنا، 54/54 درصد نخبه هاي طرف مصاحبه موافق نخبه پروري و 45/44 درصد موافق هردو بودند. 09/1 هم نظري نداشتند.
رسالت رسانه ها
پاسخ هاي بسيار جالبي دريافت کرديم: "فكر نمي كنم رسانه بتواند كار خاصي در اين زمينه انجام دهد. وظيفه اي هم ندارد. نخبه پروري بيشتر وظيفه مسئولان آموزشي است... برنامه هاي توليدي براي جوانان ضعيف است. بعضي اوقات هم افراط و تفريط ديده مي شود؛ مثل حوزه ورزش. هر هفته و هر روز مسابقات ورزشي، فوتبال اما يک برنامه ثابت علمي خوب نداريم... وظيفه رسانه ها فقط انعکاس عملکردهاست وقتي کاري انجام نشود انعکاسي هم نيست... راديو و تلويزيون ما اگر جزء رسانه محسوب مي شوند، فعاليتشان فقط در زمينه هاي خاصي است. نمي گوييم يک نخبه علمي حرف بزند. ولي يک سردار نيروي انتظامي هم که راجع به تصادفات و توصيه هاي ايمني در يک برنامه صحبت مي کند زمانش به سرعت تمام مي شود اما براي انواع برنامه هاي ورزشي، ساز و آواز، هنرپيشگي، مسابقات تلفني و ... تا دلتان بخواهد وقت هست... کسي که دنبال يک توپ مي دود ارزشش از کسي که از مغزش کار مي کشد، بيشتر است!
البته وقتي نخبه ها با اين تفصيل و شرح زحمات بي دريغ(!) رسانه ملي و ساير رسانه هاي کشور را در جهت نخبه سالاري و نخبه پروري گوشزد مي کنند، ديگر نيازي به ارائه آمار نيست اما بد نيست بدانيد: 5/62 درصد نخبه ها گفتند رسانه وظيفه خود را در اين زمينه انجام نداده است. 5/37 درصد هم معتقدند رسانه وظيفه خاصي در جهت نخبه پروري ندارد و اين مسئولان هستند که در اين راه بايد حرکت کنند تا رسانه اقداماتشان را منعکس کند.
فرار مغزها
اين سوال يکي از شيرين ترين بخش هاي مصاحبه هاي مفصل باشگاه جواني برنا با نخبه هاي کشور بود؛ پاسخ ها هم به همان اندازه شيرين و بديع بود: " اگر جهت کسب علم و بازگشت به کشور باشد اسمش فرار نيست... وقتي يک نخبه پشتيباني نشود ممكن است جاي ديگري برود... اگر مغزها بروند پس چه كسي ايران را بسازد؟ ... براي رشته هاي انساني آنطرف هم خبري نيست، همين جا بمانند خيلي بهتر است... اينکه براي کسب علم بروند، اما برگردند خيلي هم خوب است... يک عده کمي براي معيشت مي روند اما اکثر آنها به خاطر امکانات پژوهشي و علمي مي روند... " به قول پسر دكتر حسابي، براي اينكه از ايران نرويم بايد كشورمان را دوست داشته باشيم. براي دوست داشتن هم اول بايد آن را خوب بشناسيم. كساني كه مي روند و بر نمي گردند، ايران را نمي شناسند.
بنا بر اين گزارش 92/76 درصد از نفر اولي ها مي گويند اگر حمايت و پشتيباني از نخبه ها شود هيچ کسي دوست ندارد از کشور برود. 38/15 درصد رفتن و کسب علم را بد نمي دانستند، اما برنگشتن از نظرشان فرار محسوب مي شد. 7/7 درصد هم بدون نظر بودند! بر همين اساس 7/74 درصد نخبگان اعتقادي به فرار مغزها و آمار شگفت انگيز ارائه شده نداشتند و 3/25 درصدشان نيز معتقد بودند مهاجرت وجود دارد و نه فرار مغزها.
ايران در افق 1404 هجري شمسي
سال 1404 افقي است که خيلي ها به آن چشم دوخته اند. کارهاي زيادي تا آن زمان بايد انجام شود تا ما از همه جهات کشور برتر خاور ميانه شويم. نخبه هاي 18 ساله الان، در آن سال، 36 ساله خواهند بود. تقسيم بندي نظراتشان نيز اينگونه شد: 15/46 درصد به افق روشن ايران 1404 بسيار اميدوار بودند و 85/53 نيز تلاش براي رسيدن به آن افق روشن را رمز موفقيت در پايان چشم انداز بيست ساله نظام دانسته اند.
***
حسن ختام اين گزارش را از بين حسن ختام هاي زيباي بچه هاي نفر اولي مي سپريم به نفر اول علوم انساني.
«آخرو دعوانا انا الحمد لله رب العالمين»
آخرين دعوي سخن ما اينكه حمد مخصوص پروردگار عالميان است...
***
