بسمه تعالی
جناب آقای دكتر محمود احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام.
اكنون 42 ماه است كه دولت جنابعالی استقرار پیدا كرده است و در این مدت سخنان پرشماری به مناسبت های گوناگون درباره موضوع های متفاوت بیان كرده اید. دقت در آنچه برزبان شما جاری شده مؤید این داوری است كه جنابعالی دولت خود را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانسته و یا دست كم دولت را در این تراز می دانید. طبیعت و سرشت اصولگرایی حكم می كند دولتی كه خود را به آن متصف می كند به ویژه رئیس محترم آن ، اخلاق اسلامی و به ویژه صداقت در گفتار و عمل را پاس بدارد.
جناب آقای احمدی نژاد
پایه نظام جمهوری اسلامی و سرمایه حاكمان آن ، اعتماد ملی است و این اعتماد همه چیز نظام است و همه تصمیم ها ، اقدام ها و رفتارهای حكمرانان باید در مسیر صیانت ازاین عنصر صورت پذیرد. اعتماد پدیدار شده به حاكمان در این نظام به آسانی به دست نیامده است. سال های زیادی سپری شده و خون های بسیاری ریخته شده تا اعتماد گسترده شهروندان به مسئولان نظام فراهم شده است. جفاكارانه ترین كار این خواهد بود كه مسئولان با بی اعتنایی یا خدای ناخواسته خودپسندی، پایه های استوانه نیرومند این اعتماد را با بیان سخنانی كه با حقیقت سازگار نیست ، سست و لرزان كنند.
راز ماندگاری همراه با سربلندی و افتخار هر جامعه ای این است كه حاكمان و مسئولان و همچنین رهبران احزاب خود را مقید به صیانت از ارزش های اخلاقی دانسته و در مناسبات جاری میان خود و مردم این ارزش ها را به كار گرفته و به الزام های آن پایبند باشند.
جناب آقای رئیس جمهور
در چند سال گذشته تلاش كرده ام ضمن اظهار نظر كارشناسانه درباره برخی سیاست ها كه تشخیص می دادم برای ایران و شهروندان ایرانی مفید است، از ورود به بحث هایی كه جنابعالی و وزیران محترم مطرح كرده اند اجتناب كنم. اما مطالب شما در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387آن قدر از واقعیت ها به دور بود كه مانع از ادامه رویكرد قبلی ام شد. حضرتعالی در سخنان خود همانند دفعات قبل در سال جاری آمار و اطلاعاتی به مردم دادید كه گویا عملكرد و دستاوردهای اقتصادی دولت شما ، چندین برابر دستاورد دولت های قبلی و حتی احتمالا از اول تاریخ بوده است. انگیزه نوشتن این مطلب صرفا این نیست كه چرا چنین آمار و اطلاعاتی به شهروندان می دهید، بلكه انگیزه ام از بیان آنچه در سطور بعدی می آید درباره نتیجه گیری عجیب شما بود و من به عنوان یك شهروند كه اطلاعاتی از وضعیت اقتصادی و مدیریتی كشوردارم تمایل دارم نكاتی را به اطلاع رئیس جمهورمحترم برسانم اگر با دقت و از سر انصاف به این تذكردلسوزانه توجه شود، مفید فایده برای نظام و كشور خواهد بود.
جناب آقای رئیس جمهور
علاقمندم پیش از اینكه به بررسی برخی آمارهای ارایه شده توسط جنابعالی در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387 بپردازم و آن را با واقعیت ها مقایسه كنم، چند نكته را یاد آور شوم:
1- شما ضمن برشمردن دستاوردهای اقتصادی و صنعتی در دولت نهم آنها را ناشی از روحیه آرمانی دراین 5/3 سال دانستید و آن گاه در مقایسه با پیشرفت های زمان جنگ چنین نتیجه گیری كردید كه «وقتی جنگ آغاز شد كسانی تا سال 1360 فضا را تخریب می كردند ، بنابراین تا آن زمان پیشرفت نداشتیم، اما وقتی عوامل تخریب از صحنه سیاسی كشور كنار گذاشته شد فضا برای پیروزی ها مهیا شد».
جناب آقای رئیس جمهور
اطلاع رسانی درباره دستاوردهای دوران مسئولیت جنابعالی به مناسبت های گوناگون و مقایسه این دستاوردها با سال های قبل ، در صورتی كه با هدف امیدوار كردن مردم به نظام و همچنین تقدیر از مسئولان فعلی باشد ، امری پسندیده است ، اما این اقدام موقعی در جهت هدف های یاد شده خواهد بود كه واجد دو ویژگی باشد. نخست آن كه ، این آمار و اطلاعات بر پایه واقعیات استوار باشد. واقعیت این است كه تقویت اعتماد شهروندان و ایجاد امید در آن ها بیش از آنكه به ارایه آمار و ارقام معطوف باشد، به صادقانه و كارشناسانه بودن این اطلاعات بستگی دارد. دیگر این كه تقدیر رئیس جمهور از تلاش مدیران و مسئولان دولت خود ،نباید موجب توهین و تخریب غیر منصفانه مسؤلان قبلی گردد كه در فرایند ایجاد كارهایی كه اكنون به عنوان دستاورد دولت نهم معرفی می شود سهم و نقش بسزائی داشته اند. احتمالا قبول دارید كه توهین و تحقیر كسانی كه اكنون در دولت فعالیت ندارند با هیچ كدام از آموزه های دینی و با هیچ معیاراخلاقی سازگار نیست و تصدیق می كنید كه این كار با شعار مهرورزی و عدالت خواهی كه شما مدعی آن هستید درتناقض كامل قرار دارد. از این داوری غریب شما كه گروه پرشماری از مدیران و مسئولان دولت های قبلی را با عوامل تخریب سال های قبل از 1360 مقایسه كردید، باید به خدا پناه برد. آن هم درباره كسانی كه در فرایند ایجاد آنچه كه شما دستاوردهای دولت نهم می دانید، قطعا نقش كمتری از مسئولان دولت فعلی نداشته اند.
جناب آقای احمدی نژاد
ضرورتی نمی بینم كه از خود دفاع كنم اما لازم می دانم از همكاران گرانقدر خود در وزارتخانه های معادن و فلزات و صنایع و معادن دفاع كنم. این دفاع از كسانی است كه سال ها مسئولیت مستقیم فعالیت هایی را برعهده داشتند كه نتیجه بخشی از فعالیت آن ها را شما به عنوان دستاورد دولت نهم ارایه می نمائید. این گروه از مدیران دولت های سابق از زمره پاك ترین و آرمانگراترین مدیران ایران بوده و هستند وسابقه مبارزات آنها در دوران دانشجویی درسال های قبل از انقلاب آشكار است. اكثر آنها در دفاع مقدس حضوری فعال و مستمر داشته اند و افتخار در اختیار داشتن مسئولیت های گوناگون از بسیجی تا قائم مقام لشكر را داشته و افتخار دارند كه جانباز و از اعضای خانواده معزز شهدا هستند. این مدیران كه من خود را موظف به دفاع ازآنها می دانم پله به پله مسئولیت پذیرفته و با كسب تجربه های ارزشمند به معاونت وزارتخانه رسیده اند. این گروه كسانی هستند كه هرگز بر اساس رفاقت به مناصب و مقام های اجرایی دست نیافته و زمانی در مسئولیت های مهم قرار گرفتند كه كوهی از تجربه و دانش ذخیره كرده بودند. به همین دلایل است كه آن ها با تكیه بر علم و تجربه ، كارآمد ترین تصمیم ها را در زمان مسئولیت خود در بخش صنعت ومعدن اتخاذ و دوره پرافتخاری را در این عرصه رقم زدند.
احتمالا پس از 5/3 سال فعالیت در منصب بالاترین مقام اجرایی كشور ، جنابعالی با روند اجرایی شدن طرح های بزرگ صنعتی آشنا شده اید. در این صورت اكنون می دانید برای اجرایی شدن طرح های بزرگ در صنعت و معدن مثل طرح های فولاد،مس،آلومینیوم ، پالایشگاه ، نیروگاه، سد و............ حتی اگر مدیران شرایط محیطی مهیایی داشته باشند، آینده نگر باشند و نیز جسارت تصمیم گیری داشته باشند. از زمان تصمیم به اجرای طرح تا رسیدن به بهره برداری و استفاده از همه ظرفیت های تولیدی باید یك فرایند نسبتا طولانی سپری شود.
واقعیت این است كه طرح های بزرگ صنعتی نیازمند مطالعات فنی و اقتصادی است. احتیاج به برگزاری مناقصه های بین المللی دارد، باید قراردادهای متعددی با طرف های خارجی اعم از شركت های مجری و بانك های تأمین كننده منابع منعقد شود و این قراردادها باید به تأیید و تصویب مراجع قانونی مثل سازمان مدیریت و برنامه ریزی(سابق) و شورای اقتصاد برسد و سپس به مرحله عملیات ساخت تجهیزات رسیده و در طی یك مدت مقرر ساخته و به بهره برداری برسد.
اگر مدعی قدرت خلق الساعه برای دولت نباشید باید بپذیرید كه واحدهای های بزرگ صنعتی و معدنی، نفت و پتروشیمی در یك چشم برهم زدن به وجود نمی آیند و بنابراین هیچ دولتی نمی تواند و نباید ادعا كند كه طرح های بزرگ را بدون فعالیت دولت های قبلی انجام داده است.(آن هم در كمتر از یك دوره) هر فردی كه چنین ادعایی كند تنها موجبات تعجب و بهت كارشناسان و متخصصان را فراهم كرده است.
پیشنهاد می كنم گزارشی از پیشرفت طرح های بزرگ نظیر فولاد، آلومینیوم، پتروشیمی و پالایشگاه كه در دور اول سفرهای استانی به عنوان ایده های جدید به مردم وعده اجرای آن ها داده شده از مسئولین دریافت شود میزان پیشرفت آن ها خیلی از مسائل را روشن خواهد كرد.
درباره اجرای طرح های بزرگ صنعتی توجه به نحوه تأمین منابع مالی ضروری است ، از اواخر فعالیت دولت آقای هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفته شد كه توسعه طرح های فولاد ،مس وآلومینیوم از منابع داخلی شركت ها تأمین شده ومسئولیت باز پرداخت وام های ریالی و ارزی نیز به عهده شركت ها باشد. در اواسط فعالیت دولت قبلی بود كه تأسیس بورس فلزات با هدف خارج كردن كالاهای یاد شده از سبد حمایتی به مثابه یك روش كارآمد انجام شد. این اقدام منطقی و مبتنی بر رفتار اقتصادی راه را برای تأمین منابع مالی طرح های توسعه فولاد ،آلومینیوم ومس هموار كرد. مزید اطلاع جنابعالی یاد آور می شوم متوسط قیمت فولاد، مس و آلومینیوم دردولت فعلی نسبت به دولت قبل از رشد چشمگیری برخوردار بوده است. لذا در دوره فعالیت دولت نهم حتی اگر رشد تولید اتفاق نمی افتاد، رشد منابع مالی به شركت ها تنها از طریق افزایش قیمت ها، قابل توجه بوده است. علاوه بر این فروش 80 درصد سهام فولاد مباركه، صنایع مس و فولاد خوزستان ،آلومینیوم اراك در دولت جنابعالی ، منابع مالی بیشتری برای تزریق به واحدها فراهم كرده است كه در دولت های قبلی چنین امكانی وجود نداشت. اكنون می توان پرسید كه افزایش ورودی منابع مالی جدید به شركت های عهده دار تولید وتوسعه فولاد، مس، وآلومینیوم كه از دو محل افزایش قیمت این محصولات و فروش سهام به دست آمده در این مدت به چه كاری اختصاص یافته است؟ درصورتی كه بخواهیم رشد ظرفیت در تولید كالاهای یاد شده در دولت فعلی و دولت های قبلی را به صورت واقعی و منصفانه مقایسه كنیم ، ضرورت دارد كه میزان و چگونگی تأمین منابع مالی طرح ها را لحاظ كنیم تا مقایسه ای دقیق صورت پذیرد.
جناب آقای احمدی نژاد
پس از یادآوری 3 نكته مهم یاد شده اكنون به بررسی آمار اعلام شده توسط شما در سیمای جمهوری اسلامی می پردازم.
شما اعلام كردید « هر زمان كه ما آرمانی حركت كردیم سرعت پیشرفت بیشتر شده است ، برخی این را باور نمی كنند اما من این را در زمین نشان می دهم. ما در بخش تولید آلومینیوم،قبل از انقلاب 25 هزار تن تولید می كردیم ، این رقم درسال 1383 به 218 هزارتن رسیده و در دولت نهم به 457 هزار تن رسید. می بینید وقتی فضا انقلابی می شود چگونه پیشرفت شتاب می گیرد.» شما درست می گویید كه تولیدات صنعتی روی زمین انجام می شود و قابل شمارش است. بنابراین لازم است كه هم میهنان گرامی در جریان میزان صحت و دقت آمار ارایه شده توسط جنابعالی قرار گیرند. در شرایط حاضر دو كارخانه مهم و بزرگ تولید آلومینیوم دركشور فعال است كه تولید آنها در سال 1383 معادل 218 هزار تن ، و در سال های 1385و1386 به ترتیب معادل 205 هزارتن و 202 هزارتن بوده است. بنابراین جنابعالی باید توضیح دهید كه عدد 457 هزار تن كه مغایرت فاحشی با واقعیات دارد متعلق به كدام سال است؟و از كجا و با چه منطقی تهیه شده است؟ احتمالا از مسئولین سئوال خواهیدكرد كه چرا چنین اشتباهاتی را به زبان رئیس جمهور محترم جاری می سازند.
درمورد طرح های دردست اجرا كه از دولت قبل فعالیت اجرایی آن ها شروع شده بود و در این دولت به بهره برداری رسید ه و یا در دست اجرا می باشد به فرصتی دیگری واگذار می كنم.
جنابعالی در گفت و گوی تلویزیونی اعلام كردید: « در مس قبل از انقلاب تولید نداشتیم ، قبل از دولت نهم تولید مس به 178 هزار تن و در دولت نهم به 260 هزار تن رسیده است». برای اطلاع هم میهنان گرامی و رئیس جمهور محترم ، یادآور می شوم عملیات اجرایی برای بهره برداری از مس سرچشمه در كرمان، پیش از پیروزی انقلاب شروع و پس از پیروزی انقلاب اسلامی كارخانه آن تكمیل و راه اندازی شد. مطالعه و اجرای «احداث و توسعه» كارخانه مس سرچشمه، كارخانه تغلیظ سرچشمه، كارخانه تغلیظ مس میدوك، كارخانه تغلیظ مس سونگون از دولت اول آقای خاتمی آغاز و به همراه كارخانه مس خاتون آباد در یك روز ماندگار در تاریخ صنعت مس كشور در سال 1383 با حضور آقای خاتمی به بهره برداری رسید. تنها كارخانه تغلیظ سونگون با تأخیر در اوایل دولت نهم افتتاح شد.
ملاحظه می كنید كه با طرح های یاد شده به اضافه چندین طرح زیربنایی مورد نیاز برای صنعت مس ، ظرفیت تولید مس كشور در سال 1383 به 280 هزارتن در سال افزایش یافت و تولید این محصول پس از گذشت 4 سال از افتتاح طرح های مذكورباید بیشتر از رقمی می شد كه اعلام كردید. به علاوه می توان سوال كرد كه با وجود مطالعات مقدماتی در این حوزه دولت نهم كدام طرح جدید برای افزایش ظرفیت تولید مس را اجرا نموده یادردست اجرا دارد؟
جناب آقای احمدی نژاد
درباره موضوع مهم فولاد نكات پرشماری وجود دارد كه برخی از آنها را به اختصار یادآور می شوم. شما در مصاحبه تلویزیونی به مردم گفتید : « درتولید فولاد قبل از انقلاب 370 هزار تن تولید می كردیم، قبل از دولت نهم 9 میلیون تن ، در این دولت به 15 میلیون تن رسیدیم». با توجه به اینكه معیار سنجش میزان تولید فولاد درهمه كشورهای جهان و از جمله ایران« فولاد خام» است و انستیتوی بین المللی فولاد ، تولید فولاد ایران را در سال 2008 معادل 964/9 تن اعلام كرده كه فقط 500 هزار تن بیشتر از رقم تولید سال 2005 است ، این پرسش مطرح است كه جنابعالی عدد 15 میلیون تن فولاد را از كجا آورده اید. با توجه به اینكه شما در اوایل امسال نیز همین عدد را اعلام كرده بودید، بهتر است از كسانی كه این رقم را برای اطلاع رسانی به شما ارایه كرده اند بپرسید كه این میزان تفاوت تولید( از 10 میلیون تن تولید واقعی تا 15 میلیون تن اعلام شده توسط حضرتعالی) از كجاحاصل شده است؟
انتظار می رود اگر كسانی به اشتباه میزان فولاد تولیدی كشوررا با فولاد وارداتی(كه دركشور نورد می شود) به عنوان فولاد تولید كشورمطرح می كنند مسئولین آن را اصلاح نمایند نه این كه درگزارش های رسمی بازگوكنند.
یادآور می شوم مطابق مصوبه شورای اقتصاد، مقررشده بود با اجرای طرح های توسعه فولاد، ظرفیت تولید این محصول در پایان برنامه سوم به 14 میلیون تن برسد كه به دلیل پیمان شكنی شركت های ژاپنی در ساخت كارخانه فولاد هرمزگان در حد 9/11 میلیون تن متوقف شد. همچنین دربرنامه چهارم پیش بینی شده بود كه 12 میلیون تن به ظرفیت تولید فولاد اضافه شود و با سازمان مدیریت و برنامه ریزی(سابق) نیز به توافق رسیده بودیم. ملاحضه خواهید فرمود كه ظرفیت فولاد كشور با هدف برنامه چهارم فاصله زیادی دارد.
متأسفانه آمارهای اعلام شده توسط جنابعالی درباره رشد تولید ذغال سنگ و كك حاوی همان اشتباهات اشاره شده است كه از تكرارآنها صرف نظر می نمایم . اگر علاقمند باشید می توانید از مسئولان این بخش ها توضیح بخواهید تا حداقل خودتان اطلاع دقیقی از آمار واقعی تولید سالانه این محصولات پیدا كنید. درشرایط فعلی میزان كك وارداتی افزایش یافته و معادن ذغال سنگ كشور با مشكل فروش روبه رو شده اند.
آقای رئیس جمهور
شما و همه كارشناسان و متخصصان و دست اندركاران از اهمیت صنعت سیمان برای پیشبرد طرح های توسعه ای- عمرانی اطلاع كافی دارید جنابعالی در همان سخنرانی در مورد سیمان گفتید «در تولید سیمان قبل از انقلاب 2/6 میلیون تن ، قبل از دولت نهم به 34 میلیون تن و هم اكنون به 64 میلیون تن رسیده است ». پس از انقلاب در دو زمان دو تصمیم مهم برای توسعه سیمان كشور گرفته شد.
در برنامه اول توسعه كه نیاز شدید به سیمان احساس شد ، توسعه این صنعت در دستور كار قرار گرفت. با اختصاص سهمیه قابل توجهی از اعتبارات فاینانس ارزی به شركت احداث صنعت سیمان و نیز سایر تولید كنندگان ، ساخت و بهره برداری از چند كارخانه سیمان را انجام شد. در اوایل برنامه سوم توسعه ، كمبود ظرفیت تولید سیمان با توجه به طرح های عمرانی پیش بینی شده به صورت یك نیاز جدی مطرح شد. لازم بود اقدام مهمتری برای توسعه سیمان انجام می گرفت. برای ایجاد تعادل در عرضه و تقاضای و نیز افزایش صادرات سیمان، وزارت صنایع و معادن، مصوبه ای را درسال 1380به تصویب هیأت امنای حساب ذخیره ارزی رساند كه بر اساس آن بخش خصوصی ترغیب شد كه در این صنعت سرمایه گذاری كند و این حركت ماندگاركه نتیجه تدبیر برای توسعه صنعت سیمان با استفاده كارآمد از حساب ذخیره ارزی و توان بالقوه بخش خصوصی بود. مصوبه یاد شده و اطلاع رسانی شفاف درباره چگونگی استفاده از تسهیلات حساب ذخیره ارزی راه را برای ورود دهها متقاضی سرمایه گذاری در بخش سیمان هموار كرد. آمار موجود نشان می دهد تا پایان خرداد 1384 ساخت 51 طرح جدید تولید سیمان با ظرفیت حدود 50 میلیون تن در سال در بانك ها تصویب شده بود.
دراین مسیر بود كه پرداخت وام ارزی به میزان 1350 میلیون دلار برای طرح های سیمان به تصویب بانك ها رسید و برای شروع به كار 40 كارخانه سیمان به ظرفیت حدود 40 میلیون تن در سال گشایش اعتبار شد. عملیات اجرایی كارخانه های سیمان از 1380 آغاز و سیمان كویر كاشان به عنوان نخستین كارخانه كارش را با این روش آغاز كرد. پیش بینی شده بود كه متقاضیان و دریافت كنندگان وام ارزی و سرمایه گذاران چهار سال پس از گشایش اعتبار، كارخانه های سیمان را راه اندازی كنند در صورتی كه منابع ریالی طرح های گشایش اعتبار شده سیمان به موقع تأمین می شد، با راه اندازی طرح های مذكور در سال های برنامه چهارم باید ظرفیت تولید سیمان كشور در سال 1388 به حدود 70 میلیون تن در سال می رسید كه قادر بود علاوه بر نیاز داخلی بازارهای عراق و افغانستان را نیز تأمین كند.
جناب آقای احمدی نژاد، باید با كمال تأسف به اطلاع برسانم، اعضای دولت شما با باز گرداندن سیمان به سبد حمایتی كه پی آمد آن در بورس سهام آشكارگردید و ارزش سهام این شركت ها از 250 میلیارد تومان به كمتر از 100 میلیارد تومان كاهش یافت و از طرف دیگر بانك ها در تأمین منابع ریالی مورد نیاز طرح ها سخت گیری كردند واین عوامل اجازه نداد تولید سیمان رشد شتابان را تجربه كند به طوری كه مطابق گزارش های رسمی تولید سیمان در ده مامه منتهی به پایان دی ماه امسال حدود 5/37 میلیون تن بوده است مشخص نیست عدد 5/64 میلیون تن كه جنابعالی اعلام كردید از كجا آمده است؟
یادآور می شوم كه تجربه موفق سیاستگذاری كارآمد در توسعه صنعت سیمان می توانست مدل مناسبی برای توسعه سایر رشته های صنعتی باشد و حساب ذخیره ارزی رشد و توسعه صنعتی را تحرك بخشد وكانونی برای افزایش سهم بخش خصوصی دراقتصاد باشد، اما صد افسوس كه این تجربه موفق نیز به عمد یا به سهو تداوم نیافت و هزار افسوس كه منابع حساب ذخیره ارزی به شكل های دیگری هزینه شد و به جای فایده رساندن به تولید كشور حتی در مواردی به زیان مردم عمل كرد.
جناب آقای رئیس جمهور
ضمن پوزش ازطولانی شدن مطالب امیدوارم فرصت كافی برای خواندن و دقت در آنچه نگاشته شد داشته باشید و شخصا به این نكات توجه كنید. از فرصت استفاده كرده و حرف پایانی را برای روشنگری یادآورمی شوم.
واقعیت این است كه ابلاغ سیاست های كلی اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری و حمایت همه جانبه مجلس شورای اسلامی ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ، قوه قضائیه و سایر نهادهای نظام از اجرای این سیاست ها كه با رشد شتابان قیمت نفت در بازارهای جهانی و كسب درآمد ارزی افسانه ای مقارن شد، فرصت طلایی در اختیار دولت نهم قرار داد كه نهضت اصیل و سترگی برای كشاندن پای بخش خصوصی به صحنه سرمایه گذاری در اقتصاد را بر پا كند. با این همه و با كمال تأسف واقعیت برخلاف آن شد. و ماهیت هزینه كردن منابع ارزی گرانبهای حاصل از فروش ثروت ملی در 5/3 سال گذشته نه تنها به رشد سرمایه گذاری منجر نشد، بلكه متوسط رشد سرمایه گذاری طی سال های اخیر به كمتر از نصف عملكرد برنامه سوم ( 6/9 درصد) محدودگردید. علاوه بر این ، متأسفانه شیوه و ماهیت هزینه كردن درآمدهای ارزی به رشد حیرت انگیز نقدینگی در جامعه منجر و به این دلیل تورم نیز افزایش یافت.
جناب آقای احمدی نژاد ، حتما می دانید كه ایجاد فضا و محیط مناسب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمترین عامل محقق شدن رشد سرمایه گذاری است و وظیفه شخص رئیس جمهور و دولت ایجاد چنین فضای مناسبی است. مطمئن باشید در صورت فراهم كردن فضای مناسب و اطمینان بخش ، هزاران سرمایه گذار و كارآفرین توانا، در صحنه عمل اقتصادی حاضر شده و راه رشد و توسعه را هموار می كنند با این توضیح كلی و برای حسن ختام ، چند مشكل اساسی موجود تولید صنعتی را یادآور شده و توصیه می كنم كه راه حل های ارایه شده مورد توجه قرار گیرد اگر قصد و اراده ای وجود دارد كه مشكل تولید صنعتی برطرف شود ، گام اول باید درجهت بهبود فضای كسب وكار باشد كه متاسفانه به اذعان برخی ازمدیران ارشد دولت شما درسال های اخیر وضع بدتر شده است. اقدام دیگر مربوط به حوزه مسكن و ساختمان است كه باید ركود این بخش برطرف و رونق به آن بازگردانده شود. رونق بخش مسكن اهرم رشد تولید ده ها رشته صنعتی است ادامه وضعیت فعلی می تواند بخش صنعت را با مشكلات جدی تر مواجه كند.گام دیگر تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی است كه در حال حاضر به مشكل اصلی تبدیل شده است. این معضل با توجه به فشار ظالمانه قدرت های جهانی در اعمال تحریم بانك های ایرانی بیشتر از هر بخشی ، فعالیت های صنعتی را متأثر كرده است و باید در این باره چاره اندیشی شود تا صنعت را زمین گیر نكند. مسئله مهم دیگر رشد واردات با پائین نگه داشتن اداری نرخ ارز علیرغم نرخ بالای تورم دركشوراست كه موجب كاهش قدرت رقابت تولیدات داخلی شده و فعالیت های صنعتی را در تنگنای اساسی قرار داده است.
آقای رئیس جمهور،امیدوارم به اهمیت بخش صنعت و معدن به عنوان موتور محرك رشد اقتصادی و توسعه كشور توجه كافی مبذول وتدبیرهای كارآمد برای تسریع و شتاب بخشی به این فعالیت ها اتخاذ فرمائید.
با پوزش مجدد و آرزوی توفیق
اسحاق جهانگیری
