متن گفتوگوی خبرنگار "ایلنا" با محمد علی رامین در ادامه میآید:
خبرنگار ایلنا هستم مزاحمتون شدم، سوالی با موضوع...
رامین: با ایلنا مصاحبه نمیكنم
ایلنا: چرا؟
رامین: تا شخصی را از ایلنا نشناسم كه آدم درستكار و صادقی باشد، مصاحبه نمیكنم؛ چون ایلنا جزء رسانههای صادق ما نیست.
ایلنا: مصاحبه تفصیلی كه با شما داشتیم و تایید كردید و تمام روزنامهها هم كار كردند.
رامین: آن شخص قابل اعتماد برای من شد. كتبی به من تعهد داد كه خلاف وعده عمل نمیكند و بعد با وی مصاحبه كردم اگر شما را هم بشناسم و به من تعهد دهید كه خبر را تحریف نمیكنید...
ایلنا: من چه تعهدی باید بدهم؟!
رامین: شما میتوانید سوال خود را بپرسید، ولی برای اینكه جواب من را بگیرد باید كتبا از شما تعهد داشته باشم كه خلاف انجام نمیدهید.
ایلنا: پس من این را میتوانم منعكس كنم كه آقای رامین در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال "ایلنا" گفتند كه باید تعهد كتبی بدهید كه سئوالتان را جواب بدهم؟
رامین: نه من میگویم شما تعهد كتبی بدهید كه خلاف را منعكس نكنید.
ایلنا: این درخواست كاملا خلاف عرف است، چون معمولا در جمع خبرنگاران چنین مسالهای عرف نیست كه در هنگام مصاحبه از خبرنگارتعهد كتبی بگیرند.
رامین: اگر تعهد میدهید كه خلاف منعكس نشود، من درخدمت شما هستم. من راحتترین آدم در برخورد با خبرنگارها هستم. از بس بعضیها بد عمل كردند... حالا سوالتان را بپرسید.
ایلنا: با توجه به آرایش نیروهای سیاسی اصولگرا حجم انتقادات از عملكرد دولت نهم از سوی آنها چقدر احتمال اجماع اصولگرایان وجود دارد و تحلیل شما از فعالیتهای انتخاباتی اصولگرایان چیست؟
رامین: كلیات تقسیم بندیهای اصولگرایان و اصلاح طلبان كه با عناوین مختلف در طول انقلاب اسلامی هم مطرح بوده است را میپذیریم و گرنه كسانی هستند كه در میان اصلاحطلبان كه اصولگرا هستند؛ كسانی هستند در میان اصولگرایان كه اصلاحطلب هستند. اما در ورای این دو طیف هم انسانهایی متعهد، ارزشمدار اصولگرا و اصلاحخواه و اصلاحگر هستند كه بهعنوان آدمهای حزبی و جناحی تلقی نشوند. اگر انتقاداتی كه از سوی اصولگرایان مطرح بوده و هست، در راستای اصول ومبانی مطرح شود؛ اشكالی ندارد.
ولی خیلی از انتقادات خلاف اصول مبانی و ارزشها و بر مبنای برخورد شخصی است. مثل كسانیكه از انتخابات تیرماه 84 دچار عقده شده بودند؛ عقده گشاییها و كینهتوزیها را ادامه دادند و حتی 8-7 ماه پیش اعلام كردند كه ما سه سال مدارا كردیم، بس است و شمشیر را از رو می بینیم. این تیپ آدمها اگر در جایگاههای بزرگ هم قرار بگیرند چون شخصیت كوچكی دارند آن جایگاه بزرگ را هم كوچك میكنند و حیثیت محتوای آن جایگاه بزرگ تضعیف میشود. بنابراین باید ببینم این سوال شما مربوط به چه كسی است و كدام انتقاد. باید موردی شخصی شود تا بتوانم جواب دهم.
اما در مورد فعالیت سیاسی در طیفهای مختلف باید گفت كه درآستانه هر انتخاباتی طبیعی است، همه كسانیكه در عرصه سیاست فعال هستند اظهار وجود و اظهار نظر میكنند؛ بعضی از این جریانات فرصت انتخابات را برای طرح دیدگاههای خود مغتنم میشمارند. بعضیها دنبال سوءاستفاده از موقعیتی هستندكه نظام در اختیار آنها قرار میدهد. برای تضعیف ارزشها، باورها، معیارها و مبانی حكومتاسلامی. برخی هم برای ادای تكلیف دینی خود برای انجام وظیفه نسبت به تعهدات ملی وارد صحنه میشوند.
در مجموعه اصولگرایان احساس میكنند كه این است كه اگر هر ایرادی اشكالی هر انتقادی بر دولت وارد میدانند، چون كلیات دولت احمدی نژاد و استراتژی آن را جزء اصول خدشهناپذیر انقلاب اسلامی میدانند، با قاطعیت از او حمایت خواهند كرد و آن ایرادات و اشكالات را هم سرجای خود پیگیری میكنند و با دولت با تفاهم میرسند.
اما دراصل انتخابات، مردم ما حزبی نیستند. در طول انقلاب اسلامی نشان دادند برخلاف احزاب، گروهها و دستجات سیاسی مستقل میآیند با دور اندیشی و حسابگری پیشرفت كشور خود و اجرای عدالت را در نظر میگیرند. آنها بهدنبال مسوولی میگردند كه خیرخواه ملت، نیازمندان و محرومان باشد و این حركات احزاب و گروههای سیاسی بعضا فضای سیاسی ایجاد میكند، ولی در تصمیمگیری مردم نقش، مستقیمی ندارد. كما اینكه مثلا در دوره قبل هر دو جناحهای چپ و راست كاندیدای خود را مطرح كردند، اما ملت كاندیدای خود را انتخاب كردند.
امروز هم در مورد آقای احمدینژاد از آنجا كه ایشان مردمیترین رئیسجمهور شناخته شده در تاریخ معاصر هستند، با میلیونها تن در طول 5/3 سال گذشته ارتباط مستقیم داشتند و ارتباط و اطلاع ایشان با مجموعه نیازمندیهای كشور سرمایه عظیمی برای تصمیمگیریهای آینده در اختیار ایشان قرار میدهد. به نظر میرسد انس واقعی كه میان جامعه ما و آقای احمدینژاد ایجاد شده است، بستر و زمینه ممتازی را در عرصه سیاسی برای جامعه ما فراهم میكند كه به نظرم میرسد انتخابات آینده الگوی جدیدی را در عرصه سیاسی ملی و بینالمللی ارایه میدهد.
