اگر گروه مرفهین بی درد ویلانشین بالای شهر و خانه های قدیمی و با صفای وسط شهر و پایین شهر را قلم بگیریم باقی ملت مجبورند در جایی زندگی کنند بنام "آپارتمان"؛جایی که گاه آنقدر برایت غیر قابل تحمل می شود که از هر چه خانه و زندگی است دل می بری. شاید زیباترین و واقعی ترین مصداق از زندگی در یک آپارتمان فیلم سینمایی "اجاره نشینها" باشد که با نگاهی عمیق مشکلات ساکنان یک آپارتمان را نشان می دهد. دیدن این فیلم برای خیلی از ما تداعی کننده زندگی خودمان است زندگی که هر روز عمودی تر می شود و مسئله سازتر.
آپارتمان نشینی یک دست پخت مدرن
تاریخچه آپارتمان و آپارتمان نشینی به سالهای قبل از انقلاب برمی گردد آن زمانی که در پایتخت مجتمع های آپارتمانی بزرگی چون "آ اس پ"، "اكباتان" شكل گرفت ساكنان آنها دریافتند كه برای زندگی در این مجتمع ها باید قوانین خاصی وضع کنند. بنابراین در کنار تعاریفی که از این سبک زندگی شکل گرفت به مرور زمان چیزی بنام فرهنگ آپارتمان نشینی متولد شد.
این فرهنگ گرچه تعاریف بسیار گسترده ای دارد اما در هر ساختمان و مجتمع به نوعی تعریف می شود( البته بماند در برخی ساختمان ها چنین تعریفی وجود ندارد) به اعتقاد بسیاری برای ما شهری ها که هر روز به دلیل کم شدن فضاها بیشتر به سمت آسمان! میل می کنیم زندگی در یک مجتمع 20 واحدی (که حداقل البته حداقل دو نفر در آن زندگی می کنند) به اضافه آدم هایی با قومیت و سن و آداب و رسوم و سطح فرهنگی و اجتماعی متفاوت( بخوانید یک دستپخت فرهنگی کامل) این فرهنگ از نان شب هم واجب تر است.
دعوای زوج های جوانی که در ابتدای زندگی مشترکشان در مسیر رسیدن به یک تفاهم کامل گام بر می دارند و در این مسیر از شکستن هیچ ظرف و جهیزیه ای و یا گفتن هیچ کلامی(با فریاد ) ابایی ندارند ، صدای موسیقی هنجار و نابهنجار پسر یا دختر همسایه که تازه پایش را داخل دایره جوانی گذاشته ؛ غر غرهای دائم همسایه دیوار به دیوار که به صدای پای مورچه هم حساسیت دارد، آهنگ گوش خراش کفش های جغجقه دار کودک دو ساله طبقه آخر که با لطف و همراهی پدر مهربانش هر روز سه بار راه پله ها را متر می کند تا راه رفتن یاد بگیرد و... هزار و یک نمونه از همان معضلاتی است که امروز اغلب ما شهری ها هر روز با آن مواجه هستیم و در نهایت به این تحلیل می رسیم که خانه و چهاردیواری مان دیگر اختیاری نیست!
این قبیل معضلات آپارتمان نشینی باعث می شود گروهی از همسایه ها دائما به تذکر کلامی، مشاجره و در سطوح بالاتر به برخوردهای فیزیکی روی بیاورند تا فرهنگ آپارتمان نشینی! را به بعضی از همسایگان یاد بدهند. البته گروهی دیگر از ساکنان هم بی توجه به این مسائل آهسته می روند و آهسته می آیند و خلاصه در و همسایه خبری از آنها ندارد و فقط در هنگام پرداخت شارژ ماهانه ممکن است رویت شوند. این گروه از ساکنان مجتمع های مسکونی معمولا افرادی هستند که تا دیر وقت وقتشان را در ادارات و... سر می کنند و سعی می کنند کمترین تنش را در محیط مجتمع داشته باشند تا از این طریق فرهنگ آپارتمان نشینی رعایت شود (البته اگر بعضی از همسایه ها بگذارند.)
میهمانی های مجلل در واحدهای 40 متری؟
اصولا همه می گویند ایرانی ها میهمان نوازند!!! بنابراین در هر مکان و هر زمانی تلاش می کنند که این میهمان نوازی را نشان دهد حتی اگر نیمه شب و در یک مجتمع بیست واحدی ودر یک خانه چهل متری با 100 میهمان باشد. این مسئله و پافشاری افراد در برگزاری این قبیل میهمانی ها در منزل شخصی گاه به ایجاد مشاجره و درگیری میان همسایه ها می انجامد و شرایطی را فراهم می کند تا ساکنان قوانین مربوط به برگزاری جشن و میهمانی را به تصویب برسانند و در معرض دید همگان بگذارند و یا برای لج و لجبازی و استفاده از تمام از امکانات مشاع مجتمع به برگزاری میهمانی باشکوه تر مبادرت کنند.
البته با توجه به آن تفاوت های اجتماعی و فرهنگی گروهی از همسایگان مسیر منطقی تری را در پیش می گیرند و با توجه به اینکه نه فضای فیزیكی اجازه مهمانی های بزرگ را به افراد می دهد و نه فضای اجتماعی برای انجام این امر در آپارتمان ها میسر است. در مواقع اضطرار، میهمانی ها و مراسم ویژه خود را در رستوران ها، پارك ها و... برگزار می کند.
حل مشکل برگزاری میهمانی زمانی به اوج خود می رسد که هر چند وقت یکبار یکی از ساکنان تعویض شود و تا افراد سعی می كنند با همسایه یا اجاره نشین قدیم فرهنگ آن مجتمع را یاد بدهند سر سال شده او به جایی دیگر نقل مكان كرده است و روز از نو و روزی از نو...
وقتی بچه ها در قوطی کبریت بزرگ می شوند
آنهایی که نسل سومی هستند کم و بیش خاطراتی از خانه های قدیمی و حیاط های باصفای خانه پدر و مادربزرگ به یاد دارند. اما اکثر نسل چهارمی ها با این فضاهای بیگانه اند چون معمولا اکثر آشنایانشان در آپارتمان زندگی می کند . حال تصور کنید یک بچه تمام عمرش را در خانه 60 متری بزرگ شود و از هر طرف که می رود مستقیم بخورد توی دیوار در چنین شرایطی احتمالا نتیجه این می شود که وقتی پایش به پارکینگ و حیاط مجتمع (دقت شود این مکان ها مشاع اند) برسد صدایش را روی سرش بگذارد و انرژی اش را تخلیه کند البته همین شرایط را می توان در مکان های دیگری چون کوه و دشت هم مشاهده کرد.
اما در ساختمان هایی که مقررات امکان تحرکات اضافی را به کودکان نمی دهد این کودکان آنقدر در خانه می مانند و هنگام بازی به در و دیوار می خورند و یا آنقدر به بازی هایی رایانه ای و تلویزیون و... روی می آورند که در آخر معضلات و مشکلات دیگری مثل "معتاد الکترونیکی" و "انزوای کودکان" و... متولد می شود.
کسی جرات نمی کند مدیر ساختمان شود!
زندگی در آپارتمان ها با تمام مشکلات ریز و درشتی که گفته شد نیاز به فردی برای مدیریت دارد تا هماهنگ کننده و برطرف کننده مسائل و مشکلاتی باشد که در مجتمع رخ می دهد.به اعتقاد بسیاری این مدیر ساختمان در عین داشتن فرصت کافی و توانایی مدیریت باید اعصاب فولادین هم برای کلنجار رفتن و دوره افتادن برای جمع کردن شارژ عقب افتاده و تذکر دادن مقررات و ...داشته باشد. از این رو خیلی از ساکنان آپارتمان ها در هنگام انتخاب مدیر با اعلام اینکه من کارمندم، من فرصت ندارم، من باید به زندگی ام برسم و من ... شانه از زیر بار مسئولیت خالی و عرصه را برای دیگران باز می کنند.
البته در چنین شرایطی اگر باز کسی حاضر به قبول این سمت نشد با قرعه کشی و یا دوره ای کردن مدیر ساختمان همسایه ها تلاش می کنند تا مسائلی همچون تعمیرات و تغییرات، چگونگی پرداخت هزینه های مشترك، استفاده از مشاعات، جبران خسارت ناشی از گرفتگی لوله ها، پر شدن چاه های فاضلاب و...راحل و فصل کنند.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان اصلی ترین دلیل بروز تمام این مشکلات گسترش مهاجرت به شهرها و تقابل تفاوت های قومی، نژادی و اجتماعی و فرهنگی میان مردم یک اجتماع است که گاه به جاهای باریک و قتل هم کشیده می شود...
صدای فریاد و کتک و کاری، خنده و شوخی، گریه و زاری و ... در و همسایه که تنها به اندازه یک ردیف آجر با چهاردیواری ما فاصله دارد قسمتی از زندگی همه ما( اکثر ما) شده است. نوشتن کتاب قوانین و ساخت تیزرهای تبلیغاتی و پر کردن تابلوی اعلانات مجتمع با هزار بیانیه، اطلاعیه، توبیخ نامه و... هم نمی تواند داروی شفا بخشی باشد؛ اینجا همان جایی است که باید بگوییم هیچکس نمی تواند کاری کند تا خودمان رعایت حال دیگران را نکنیم.
