آفتاب يزد نوشت:
اسلام نیز یك مكتب است؛ طرحی برای زندگی. تهاجم فرهنگی چیست؟ تهاجم فرهنگی حركتی است مرموزانه و حساب شده همراه با برنامه های دقیق با استفاده از شیوه های متعدد و ابزار و امكانات متعدد و متنوع برای سست كردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشه ها، تغییر و تبدیل ها، آداب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاكم بر جامعه . روزنه های تهاجم فرهنگی: هر از چند گاهی گردبادی، طوفانی و صاعقه ای از اندیشه ها، آموختهها و اندوخته های یك ملت را تهدید می كند و میان یك نسل و سرمایه های گذشته اش فاصله می افكند. فاجعه آن است كه یك ملت نداند كه چه داشته و فاجعه آمیزتر آن است كه گذشته خویش را به حقارت ونفرت بنگرد . امام علی (ع) در نهج البلاغه برای تشكیل مكر و نیرنگ دشمن می فرماید: "من یك سلاح را به میدان می آورم و آن بصیرت است."
شیوه های تهاجم فرهنگی
1- تفرقه آفرینی: یعنی شكاف افكنی و تزلزل در صفوف متحد و همراه امت؛ یك چهره شبیخون فرهنگی "بی هم" كردن "با هم " كردن و سپس "برهم" كردن آنهاست.2- انحراف و تباهی نسل جوان: دشمنان و حق ستیزان می كوشند تا با انحراف نسل جوان و بهره گیری از شرایط خاص این دوره كه دوره جوشش و احساسات تند و آتشین به ویژه بلوغ جنسی است، به غارت و استثمار و نابودی یك جامعه بپردازند. امروز نیز همان سلاح در سطحی وسیع تر درهیئت "اینترنت" ، "ویدئو"، "لباس ها"، "مواد مخدر" و تلاش برای عادی سازی مظاهر فساد به كار گرفته می شود. حساسیت و آمادگی و برخورداری هوشیارانه و فعالانه با این جریان، ضرورت رویارویی و دستیابی به موفقیت در این جبهه خطرخیز و دشوار است. "هنری كسینجر" وزیر اسبق امور خارجه آمریكا و تئوریسین و گرداننده پشت پرده برنامه ها و سیاست های ایـن كشـور، معتقـد اسـت كه برای پیشبردیك برنامه باید آن را اندك اندك به جامعه تزریق كرد و زمینه ها را با زمان بهدست آورد. وقتی منكر، دائم در معرض دید باشد و در صحنه زندگی آرام آرام جذب فرهنگ و باور و عمل شود چه بسا دیگر قبح و ناپسندی آن از بین برود.3- انكار توانمندی ها؛ تحقیر و نفی ارزش های فرهنگی: تاریخ 200 ساله ارتباط غرب با ایران، نشان می دهد كه آنها همیشه ما را تحقیركرده اند وجز به ستایش بخشی از ادبیات ما به چیز دیگری چندان نپرداخته اند؛ آن نیز عمدتا به چند شاعر و نویسنده با توجیه و تفسیر خاص كه از آنها ساخته اند. گویی همواره خواسته اند القا كنند كه شما چیزی جز این نیستید .
4- الگوپذیری و نیاز به الگو : از مطالعه در رفتار انسان ها روشن می شود كه بسیاری از شیوه های رفتاری و گفتاری و حتی فكری انـسـان، تقلیدی از الگوهاست. الگوپذیری و نیاز به الگو از ویژگی های فطری انسان هاست كه همه مراحل رشد را در برمی گیرد و بیش از هر مرحله ای در جوانی از "قهرمانان" الگو می گیرد. پاسخ هر فردی به این سوال كه می خواهد چه كاره شود همان قهرمان و شخصیت مرجع اوست.
نظریات كارشناسان و روانپزشكان
كارشناسان معتقدند: اصولاً چون جوان انسجام شخصیتی كامل پیدا نكرده و در حال فراز و نشیب جدی است، طبیعی است كه ما شاهد مسائلی در رفتار فردی و اجتماعی و گاه حتی اغراق آمیز از شادی ها و غم ها در جوان باشیم . نگرانی از جایی شروع می شود كه افراط ها و تفریط ها شروع می گردد . جوان مثل یك موم، قابل انعطاف و شكل پذیر است كه می توان او را در مسیر دلخواه حركت داد اما باید زبان وی را درك كرد . بالاتر از همه بحران هایی كه در ارتباط با جوان مطرح است "بحران هویت" است و این بحران هم ناشی از تضاد الگویی است.به گفته روانپزشكان، متأسفانه فرهنگ غلط و منحط غرب به جوامع تحمیل می شود و ما توان كنترل فشار و امواج مخرب فرهنگی را در مورد جوانانمان نداریم. حال برای اینكه جوان در اختیار این رسانه ها و فرهنگ منحط غرب قرار نگیرد باید او را آگاه كنیم و آموزش دهیم .یكی از دستورهایی كه در باب لباس پوشیدن به ما داده اند این است كه لباس پوشیدن نباید طوری باشد كه انسان را در بین مردم انگشت نما و متمایز كند. رسول خدا (ص) در مورد كسانی كه شخصیت را در لباس زیباتر می دانند و با پوشیدن آن خود را برتر از دیگران احساس می كنند می فرماید: "هركس لباسی بپوشد كه به وسیله آن بر مردم مباهات و فخر كند خداوند به او نظر رحمت نمی كند تا آن را از تن درآورد." در واقع نوع لباس پوشیدن، آرایش و سایر رفتارهای ظاهری و اجتماعی فرد ، نشان دهنده آن است كه به چه گروهها و چه افكار و ارزش هایی تعلق دارد. امام صادق (ع) از قول اجداد طاهرینش می فرماید: خداوند به یكی از انبیا وحی كرد كه به قوم خود بگو لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای دشمنان من را نخورند و خود را به شكل دشمنان من درنیاورند كه از دشمنان من محسوب می شوند.
اسلام نیز یك مكتب است؛ طرحی برای زندگی. تهاجم فرهنگی چیست؟ تهاجم فرهنگی حركتی است مرموزانه و حساب شده همراه با برنامه های دقیق با استفاده از شیوه های متعدد و ابزار و امكانات متعدد و متنوع برای سست كردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشه ها، تغییر و تبدیل ها، آداب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاكم بر جامعه . روزنه های تهاجم فرهنگی: هر از چند گاهی گردبادی، طوفانی و صاعقه ای از اندیشه ها، آموختهها و اندوخته های یك ملت را تهدید می كند و میان یك نسل و سرمایه های گذشته اش فاصله می افكند. فاجعه آن است كه یك ملت نداند كه چه داشته و فاجعه آمیزتر آن است كه گذشته خویش را به حقارت ونفرت بنگرد . امام علی (ع) در نهج البلاغه برای تشكیل مكر و نیرنگ دشمن می فرماید: "من یك سلاح را به میدان می آورم و آن بصیرت است."
شیوه های تهاجم فرهنگی
1- تفرقه آفرینی: یعنی شكاف افكنی و تزلزل در صفوف متحد و همراه امت؛ یك چهره شبیخون فرهنگی "بی هم" كردن "با هم " كردن و سپس "برهم" كردن آنهاست.2- انحراف و تباهی نسل جوان: دشمنان و حق ستیزان می كوشند تا با انحراف نسل جوان و بهره گیری از شرایط خاص این دوره كه دوره جوشش و احساسات تند و آتشین به ویژه بلوغ جنسی است، به غارت و استثمار و نابودی یك جامعه بپردازند. امروز نیز همان سلاح در سطحی وسیع تر درهیئت "اینترنت" ، "ویدئو"، "لباس ها"، "مواد مخدر" و تلاش برای عادی سازی مظاهر فساد به كار گرفته می شود. حساسیت و آمادگی و برخورداری هوشیارانه و فعالانه با این جریان، ضرورت رویارویی و دستیابی به موفقیت در این جبهه خطرخیز و دشوار است. "هنری كسینجر" وزیر اسبق امور خارجه آمریكا و تئوریسین و گرداننده پشت پرده برنامه ها و سیاست های ایـن كشـور، معتقـد اسـت كه برای پیشبردیك برنامه باید آن را اندك اندك به جامعه تزریق كرد و زمینه ها را با زمان بهدست آورد. وقتی منكر، دائم در معرض دید باشد و در صحنه زندگی آرام آرام جذب فرهنگ و باور و عمل شود چه بسا دیگر قبح و ناپسندی آن از بین برود.3- انكار توانمندی ها؛ تحقیر و نفی ارزش های فرهنگی: تاریخ 200 ساله ارتباط غرب با ایران، نشان می دهد كه آنها همیشه ما را تحقیركرده اند وجز به ستایش بخشی از ادبیات ما به چیز دیگری چندان نپرداخته اند؛ آن نیز عمدتا به چند شاعر و نویسنده با توجیه و تفسیر خاص كه از آنها ساخته اند. گویی همواره خواسته اند القا كنند كه شما چیزی جز این نیستید .
4- الگوپذیری و نیاز به الگو : از مطالعه در رفتار انسان ها روشن می شود كه بسیاری از شیوه های رفتاری و گفتاری و حتی فكری انـسـان، تقلیدی از الگوهاست. الگوپذیری و نیاز به الگو از ویژگی های فطری انسان هاست كه همه مراحل رشد را در برمی گیرد و بیش از هر مرحله ای در جوانی از "قهرمانان" الگو می گیرد. پاسخ هر فردی به این سوال كه می خواهد چه كاره شود همان قهرمان و شخصیت مرجع اوست.
نظریات كارشناسان و روانپزشكان
كارشناسان معتقدند: اصولاً چون جوان انسجام شخصیتی كامل پیدا نكرده و در حال فراز و نشیب جدی است، طبیعی است كه ما شاهد مسائلی در رفتار فردی و اجتماعی و گاه حتی اغراق آمیز از شادی ها و غم ها در جوان باشیم . نگرانی از جایی شروع می شود كه افراط ها و تفریط ها شروع می گردد . جوان مثل یك موم، قابل انعطاف و شكل پذیر است كه می توان او را در مسیر دلخواه حركت داد اما باید زبان وی را درك كرد . بالاتر از همه بحران هایی كه در ارتباط با جوان مطرح است "بحران هویت" است و این بحران هم ناشی از تضاد الگویی است.به گفته روانپزشكان، متأسفانه فرهنگ غلط و منحط غرب به جوامع تحمیل می شود و ما توان كنترل فشار و امواج مخرب فرهنگی را در مورد جوانانمان نداریم. حال برای اینكه جوان در اختیار این رسانه ها و فرهنگ منحط غرب قرار نگیرد باید او را آگاه كنیم و آموزش دهیم .یكی از دستورهایی كه در باب لباس پوشیدن به ما داده اند این است كه لباس پوشیدن نباید طوری باشد كه انسان را در بین مردم انگشت نما و متمایز كند. رسول خدا (ص) در مورد كسانی كه شخصیت را در لباس زیباتر می دانند و با پوشیدن آن خود را برتر از دیگران احساس می كنند می فرماید: "هركس لباسی بپوشد كه به وسیله آن بر مردم مباهات و فخر كند خداوند به او نظر رحمت نمی كند تا آن را از تن درآورد." در واقع نوع لباس پوشیدن، آرایش و سایر رفتارهای ظاهری و اجتماعی فرد ، نشان دهنده آن است كه به چه گروهها و چه افكار و ارزش هایی تعلق دارد. امام صادق (ع) از قول اجداد طاهرینش می فرماید: خداوند به یكی از انبیا وحی كرد كه به قوم خود بگو لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای دشمنان من را نخورند و خود را به شكل دشمنان من درنیاورند كه از دشمنان من محسوب می شوند.
گردآوری:گروه خبر سيمرغ
www.seemorgh.com/news
منبع:aftab-yazd.com
