سخنی با کسانی است که تصمیم گرفته‌اند رأی ندهند!
سخنی با کسانی است که تصمیم گرفته‌اند رأی ندهند!

همین جا می‌خواهم خیال این دسته را راحت کنم که اصولاً چیزی با عنوان «رأی ندادن» وجود خارجی ندارد. هیچ احدی نمی‌تواند ادعا کند که رأی نمی‌دهد. چرا؟ به یک دلیل بسیار ساده؛ چون تصمیم به رأی ندادن، خود، نوعی رأی دادن به رقیب است.

من رای نمیدهم!

حسین مسلم : انیشتین جایی گفته بود «سیاست بسیار پیچیده‌تر از فیزیک است». خیلی سخت نیست منظور انیشتین را ملتفت شویم، چون آنچه سیاست را چنین پیچیده می‌کند، تنها و تنها یک چیز است: «تشخیص». همه گره‌ها و گرفتاری‌ها نیز در همین تشخیص است؛ تشخیص این که رفتار سیاسی ما کی و کجا چگونه باید باشد؟ فکر می‌کنید تشخیص این که دریابیم - در جایی که هم اکنون ایستاده‌ایم- چه چیزی به نفع‌مان است و چه چیزی به ضررمان. اما این تشخیص پیچیده چندان سخت ودشوار نیست. در این چند خط روی سخنم با کسانی است که تصمیم گرفته‌اند که روز جمعه تصمیمی نگیرند و در خانه بمانند، به اصطلاح رأی ندهند!

همین جا می‌خواهم خیال این دسته را راحت کنم که اصولاً چیزی با عنوان «رأی ندادن» وجود خارجی ندارد. هیچ احدی نمی‌تواند ادعا کند که رأی نمی‌دهد. چرا؟ به یک دلیل بسیار ساده؛ چون تصمیم به رأی ندادن، خود، نوعی رأی دادن به رقیب است. اتفاقاً این دسته تصمیم گرفته‌اند رأی بدهند، منتها رأی‌شان دقیقا به نفع همان وضعیت و کسانی است که در این سال‌ها منتقد آن بوده‌اند،  از گعده‌های خانوادگی تا تاکسی و اتوبوس و... هر جا که نشسته‌اند، از آنها گلایه کرده‌ و شکوه سر داده‌اند. می‌خواهم بگویم آنهایی که تا به این لحظه تصمیمی برای حضور پای صندوق‌های رأی نگرفته‌اند، در حقیقت تصمیم گرفته‌اند که تصمیم و نقشی در« تغییر» سازوکارهای مورد انتقادشان نداشته باشند.


طنز تلخ قضیه آن جاست که  این گروه رأی می دهند اما تصور می کنند که رأی نداده‌اند! اتفاقاً این دسته بسیار بیش از آنهایی که تصمیم به حضور در پای صندوق رأی دارند، بر آینده خود اثرگذار خواهند بود؛ اثری که خیلی لازم نیست منتظر تبعات و گرفتاری‌هایش باشند. می‌خواهم روی سه رویداد مشخص انگشت بگذارم و از آنها بخواهم تا نگاهی به رخدادهای این سه مقطع بیندازند: سال‌های 84 ، 90  و 92. واقعاً تصور می‌کنید آنان که در انتخابات سال 84 شرکت کردند و به رئیس دولت نهم رأی دادند، یا آنها که شانه بالا انداختند و با بی تفاوتی آن روز جمعه را در خانه ماندند تفاوتی باهم در ایجاد تغییر و روی کار آمدن آن دولت داشتند؟ در سال 90 نیز مشابه این اتفاق، اما در قالب دیگری افتاد.


آن چند میلیون نفری که باز در همین پایتخت می‌توانستند پای صندوق بیایند، نیامدند؛ نتیجه آن شد که برخی با درصد اندکی از آرای جمعیت تهران چند میلیونی بر صندلی‌های مهم و تأثیرگذار بهارستان تکیه زدند و  چه نسخه‌هایی که نپیچیدند و چه اتفاقاتی را به نمایندگی از همه ما رقم نزدند و چه‌ها که نگفتند...! دست آخر در مقطع سوم، در خرداد ماه 92 که ایرانی‌ها در یک روز جمعه آمدند و به عقلانیت، آرامش و تعامل با جهان رأی دادند و نتیجه آن شد که امروز، امیدوار تر از گذشته ایم و حالمان کمی بهتر شده. کیست که به رغم همه کاستی‌هایی که هنوز وجود دارد، منکر تغییرات ملموس این 30 ماه باشد؟ ما در هر دو صورت، روز جمعه هفتم اسفندماه 1394 چه در خانه بمانیم و مسئولیت را از خود سلب کنیم، چه برویم و در مقیاسی میلیونی در این انتخابات شرکت کنیم، رأی داده‌ایم. تنها تفاوت در این میان آن چیزی است که به آن رأی می‌دهیم. تنها می‌ماند تشخیص ما که چه تصمیمی برای آینده خود می‌گیریم.

 

منبع: ایران آنلاین

 

 

برچسب ها: