سهيل محمودی در نشست «تأثير قرآن بر ادبيات نيايشی»، به انتقاد از محسن نامجو پرداخت و راه‌ چاره را در شكايت كردن ندانست؛ بلكه آسيب‌شناسی مسائل فرهنگی را مطرح كرد.

به گزارش ایسنا، محمودی شامگاه گذشته (سه‌شنبه، 19 شهریور) در شانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن كریم اظهار كرد: دامن ‌زدن به این بحث‌ها در چنین نشست‌هایی گاهی پیشگیری از آسیب‌هایی است كه جامعه با آن درگیر است. نكته‌ای كه می‌گویم، جدی است؛ ما الآن با دو آسیب در شناخت معارف قرآنی روبه‌روییم؛ یكی، نگاهی سطحی و محدود به قرآن دارد و نه قرآن را به عنوان یك دستورالعمل؛ بلكه به عنوان یك چیز زینتی می‌انگارد كه نهایت آن می‌شود استخاره كردن با قرآن، كه متأسفانه در سال‌های گذشته دیدم در همین نمایشگاه قرآن، كتاب استخاره بیرون آمده است؛ در حالی‌كه استخاره آداب خاص و شرایطی خاصی را می‌طلبد. نگاه دیگر هم نمی‌داند شأن مفاهیم قرآن كجا واقع شده است.

این شاعر تصریح كرد: این روزها حرف‌هایی را از رسانه‌ها شنیده‌ایم كه جوانكی كه ذوقكی هم دارد، آمده آیات قرآن را با ساز خوانده است و آیات را به شكلی خوانده كه اصلا شایسته نیست؛ یعنی وقتی سوره‌ی انفطار را می‌خوانید، همه‌ی وجود آدم را سراسر رعشه می‌گیرد، بعد می‌بینید جوانكی كه‌ بی‌ذوق هم نیست، آن را به چنین شكلی خوانده است. البته معتقدم او قصد مجرمانه نداشته است. اتفاقی در جامعه‌ی ما افتاده، كه آن هم فراگیر شده است؛ این‌كه كسی كه با سهیل محمودی شوخی می‌كند، فكر كرده می‌تواند با حافظ هم شوخی كند و می‌بینیم در تلویزیون، حافظ را دست می‌اندازند و از این رفتار است كه كسی آن آیات قرآن را به شكل نامناسب قرائت می‌كند و بعد صداها درمی‌آید و شكایت می‌كند و البته به حق است كه اعتراض می‌كند؛ اما به اعتقاد من، با نوشتن شكایت، ماجرا حل نمی‌شود و باید ماجراهای فرهنگی و مسائل فرهنگی مطرح و آن‌ها به طور دقیق آسیب‌شناسی شود.

او همچنین متذكر شد: درواقع، شكایت كار را حل نمی‌كند. این‌ها به این دلیل است كه در جامعه‌ی ما به مسائل فرهنگی پرداخته نشده و دامن زنده نشده است، كه سرانجام به این‌جا رسیده‌ایم.

محمودی گفت: این دسته نشست‌ها زمینه‌ای را فراهم می‌آورد تا بتوانیم درباره‌ی معارف وحیانی صحبت كنیم و باید این فرصت‌ها را مغتنم شمرد و با طرح این مسائل، می‌توانیم به آن نتایجی كه می‌خواهیم، برسیم، تا سرانجام هرچیزی سر جای خودش قرار گیرد و این معارف وحیانی و الهی را قدر بشناسیم و در زندگی ما جاری شود.

به گزارش ایسنا، در ادامه‌ی این نشست، قربان ولیئی درباره‌ی «تأثیر قرآن در ادبیات نیایشی» خاطرنشان كرد: به مناجات یا نیایش در ادبیات عرفانی فارسی به طور خاص پرداخته شده و در جهان هیچ شاهكار ادبی خلق نشده؛ مگر این‌كه بنیان آن مبتنی بر كتب آسمانی بوده است. به یك تعبیر، شاهكارهای ادبی، بسط و گسترش متون مقدس هستند و كما این‌كه می‌بینیم ادبیات غرب تحت تأثیر انجیل و تورات است و ادبیات كشورهای مسلمان نیز متأثر از قرآن كریم.

این شاعر سپس از پرستش به عنوان هسته‌ی هر دینی یاد كرد و افزود: دین چیزی جز پرستش نیست. هیچ دینی را نمی‌یابیم كه پرستش در آن نباشد و آن پرستش و عبادت نیز هسته‌ای دارد كه نیایش نام دارد. به تعبیر دیگر، تعبد تحقق نمی‌یابد؛ مگر این‌كه مخلوق با خالق خویش وارد گفت‌وگو شود و این‌ گفت‌وگو مناجات است كه یك ارتباط دوسویه بین خدا و بنده است.

اودر ادامه با استناد به بیت‌هایی از مولوی، اظهار كرد: این دعایی كه بنده به جا می‌آورد، ناشی از خواست خداست و این خداوند است كه به بنده فرصت آن را می‌دهد كه سخن بگوید و این نكته‌ی مهمی است كه در فهم فلاسفه از خدا وجود ندارد؛ بنابراین عبادتی بدون گفت‌وگو تحقق نمی‌یابد و این پرسش كه آیا گفت‌وگو بدون پاسخ‌ گرفتن استمرار پیدا می‌كند، نكته‌ای است كه عرفای ما به آن توجه داشته‌اند.

ولیئی با استناد به حدیثی از حضرت علی (ع) یادآور شد: خداوند را در هر عصری بندگانی است كه از ژرفای وجودشان با آنان سخن می‌گوید و این به معنای پاسخ‌ گرفتن در مناجات است. مسأله‌ی دیگر، این‌كه ادبیات فارسی به جامعه‌ی فارسی‌زبان خدمت بزرگی كرده است؛ چون حقیقتش این است كه نیایش یك اتفاق شخصی است و هركسی با زبان و به اندازه‌ی ذوق خود می‌تواند نیایش كند و از همین‌روست كه شاعران فارسی‌زبان نیایش‌هایی آفریدند كه متأثر از عمق مفاهیم كلام وحی است و از سویی، شعریت آن‌ها هم در اوج است

او همچنین متذكر شد: بنا بر تحقیقی كه داشته‌ام، شاعران فارسی‌زبان گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند و اولین شاعر كه به اعتقاد من سرآمد دیگر شاعران فارسی‌گو در نیایش است، نظامی گنجوی است كه دقیق‌ترین و رقیق‌ترین نیایش‌ها را آفریده است.

ولیئی تأكید كرد: این‌ها تنها یك شعر نیست؛ بلكه نشان‌دهنده‌ی یك معرفت ذوب‌شده در كوره‌ی حوادث است.

وی خاطرنشان كرد: زبان نظامی گنجوی در محتوا و صورت عمیقا متأثر از دعاها و مناجاتی است كه از ائمه‌ی اطهار (ع) به ما رسیده است و در بیت بیت اشعار او می‌توان به این آیات و روایات اشاره كرد. بعد از نظامی گنجوی، عطار نیشابوری و مولانا زیباترین و جدی‌ترین مناجات‌های ادبیات فارسی را خلق كرده‌اند و این‌ها در حوزه‌ی نیایش از قوی‌ترین شاعران ما بودند؛ چنان‌چه مولانا از خدا می‌خواهد سخن‌های رقیق و دقیقی را به او بیاموزد، تا خداوند بر سر رحم بیاید؛ در حالی‌كه این آموزه‌ها در دیگر ادیان نیست و خدای را به عنوان موجودی خشن معرفی می‌كنند كه با سخن رقیق و دقیق نسبتی ندارد.

قربان ولیئی در پایان، خاصیت عمده‌ی مناجات را ابزاری برای شناخت خداوند ذكر كرد و افزود: برای نزدیك
شدن به خداوند باید با او سخن گفت و بدون نیایش، شناخت خداوند میسر نمی‌شود و البته این امر از رویكردهای روان‌شناختی و فلسفه‌ی زبان هم قابل بحث و بررسی است.

سهیل محمودی نیز در سخنانی كوتاه به دیباچه‌ی منظومه‌ی عاشقانه‌ی «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی اشاره كرد و گفت: این نشان از توانایی شاعر است كه چنین مفاهیم معرفتی و نیایش‌هایی را با توانایی تمام در ابتدای منظومه‌ای عاشقانه می‌آورد. هرچند این ‌كار را در آغاز منظومه‌های عرفانی نظامی هم به وضوح می‌بینیم. درواقع، در حالی‌كه قصه‌ی «خسرو و شیرین» مربوط به دوران پیش از اسلام است؛ اما چون خود نظامی در بستر فرهنگ اسلامی تربیت یافته و روییده است، به خوبی از این مفاهیم وحیانی و الهی استفاده می‌كند.