زن جواني يك سال پس از ازدواج با مردي كه خودش را شاگرد پروفسور حسابي معرفي كرده بود متوجه شد همسرش تحصيلات متوسطه را نيز به پايان نرسانده است.
به گزارش خبرنگار ما اين زن كه كبري نام دارد با مراجعه به شعبه 256 دادگاه خانواده ضمن ارائه درخواست طلاق از شوهر فراري اش به قاضي كريمي گفت؛«منصور پيش از آنكه از من خواستگاري كند با پدرم رابطه دوستانه يي داشت و هر از گاهي به منزل ما مراجعه مي كرد. او خودش را شاگرد پروفسور حسابي و مردي دانشمند معرفي و ادعا كرده بود داراي مدارك دكتراي فيزيك هسته يي و مهندسي كامپيوتر و پزشك متخصص زنان است.
به واسطه دانش منصور پدرم رابطه خوبي با وي داشت و در رفت و آمدهايي كه به منزل ما داشت من و منصور يك سال و نيم قبل به يكديگر علاقه مند شديم و پدرم نيز با ازدواج ما موافقت كرد اما مشكل اصلي آنجا بود كه منصور هيچ خانواده يي نداشت و اين مساله برگزاري مراسم خواستگاري و عقد را كمي با مشكل مواجه مي كرد. با اين وجود پدرم كه به منصور اعتماد داشت پذيرفت مراسم عقدمان بدون حضور فردي از طرف او برگزار شود و حتي شاهدان عقد نيز همگي از اقوام من بودند.»
كبري ادامه داد؛«از ازدواج با منصور بسيار خوشحال بودم و فكر مي كردم مرد روياهايم را پيدا كرده ام. منصور كه مردي خوش برخورد و مهربان بود پس از عقد ما تبديل به پزشك خانوادگي شد و بيماري هاي اقوام را درمان مي كرد. از سويي از آنجا كه پدرم نابينا است و بايد مرتب آمپولي مخصوص تزريق كند منصور وظيفه تهيه آمپول هاي او را نيز بر عهده گرفت و البته پدرم هزينه آمپول ها را كه به گفته منصور قيمت هر كدام به خاطر ناياب شدن ناگهاني از 15 هزار تومان به 300 هزار تومان رسيده بود، مي پرداخت.»
زن جوان ادامه داد؛ «از آنجا كه تمامي نسخه هايي كه شوهرم براي اقوام مي نوشت درست بود و او در تجويز دارو هيچ گاه مرتكب اشتباه نمي شد روز به روز اعتماد من و والدينم به وي بيشتر و بيشتر مي شد تا اينكه كم كم برخي اظهارنظرهاي عجيب منصور و ناتواني او در جواب دادن به پرسش هايي كه در رابطه با فيزيك هسته يي، كامپيوتر و طبابت بود شك ما را برانگيخت. مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه يك سال پس از عقد ما شوهرم را دستگير كردند و با انجام تحقيقات متوجه شدم وي متهم به دخالت در امور پزشكي شده و در اين زمينه هيچ مدركي ندارد. با رو شدن دست منصور به تحقيقاتم درباره وي ادامه دادم و در نهايت فهميدم اين مرد حتي دوران دبيرستان را نيز به پايان نرسانده و همه ادعاهايش دروغ بوده است. در نهايت شوهرم به خاطر جعل عنوان پزشك متخصص زنان با شكايت چند تن از بيمارانش از سوي مجتمع قضايي قدس به شش ماه حبس و پرداخت 200 هزار تومان جزاي نقدي محكوم شد و من تصميم گرفتم پس از پايان دوران محكوميت وي با اجرا گذاشتن مهريه يك هزار و 111 سكه يي خودم از اين مرد شياد طلاق بگيرم.
منصور بعد از آزادي ديگر به سراغ من نيامد و از آن زمان فراري شد. اين در حالي است كه ما متوجه شده ايم قيمت آمپول هايي كه منصور به پدرم تزريق مي كرده همان 15 هزار تومان است و وي با فريب از ما كلاهبرداري كرده است.»
پس از اظهارات اين زن با توجه به مجهول المكان بودن شوهر وي قاضي دادگاه ادامه رسيدگي به پرونده را به آينده موكول كرد
به گزارش خبرنگار ما اين زن كه كبري نام دارد با مراجعه به شعبه 256 دادگاه خانواده ضمن ارائه درخواست طلاق از شوهر فراري اش به قاضي كريمي گفت؛«منصور پيش از آنكه از من خواستگاري كند با پدرم رابطه دوستانه يي داشت و هر از گاهي به منزل ما مراجعه مي كرد. او خودش را شاگرد پروفسور حسابي و مردي دانشمند معرفي و ادعا كرده بود داراي مدارك دكتراي فيزيك هسته يي و مهندسي كامپيوتر و پزشك متخصص زنان است.
به واسطه دانش منصور پدرم رابطه خوبي با وي داشت و در رفت و آمدهايي كه به منزل ما داشت من و منصور يك سال و نيم قبل به يكديگر علاقه مند شديم و پدرم نيز با ازدواج ما موافقت كرد اما مشكل اصلي آنجا بود كه منصور هيچ خانواده يي نداشت و اين مساله برگزاري مراسم خواستگاري و عقد را كمي با مشكل مواجه مي كرد. با اين وجود پدرم كه به منصور اعتماد داشت پذيرفت مراسم عقدمان بدون حضور فردي از طرف او برگزار شود و حتي شاهدان عقد نيز همگي از اقوام من بودند.»
كبري ادامه داد؛«از ازدواج با منصور بسيار خوشحال بودم و فكر مي كردم مرد روياهايم را پيدا كرده ام. منصور كه مردي خوش برخورد و مهربان بود پس از عقد ما تبديل به پزشك خانوادگي شد و بيماري هاي اقوام را درمان مي كرد. از سويي از آنجا كه پدرم نابينا است و بايد مرتب آمپولي مخصوص تزريق كند منصور وظيفه تهيه آمپول هاي او را نيز بر عهده گرفت و البته پدرم هزينه آمپول ها را كه به گفته منصور قيمت هر كدام به خاطر ناياب شدن ناگهاني از 15 هزار تومان به 300 هزار تومان رسيده بود، مي پرداخت.»
زن جوان ادامه داد؛ «از آنجا كه تمامي نسخه هايي كه شوهرم براي اقوام مي نوشت درست بود و او در تجويز دارو هيچ گاه مرتكب اشتباه نمي شد روز به روز اعتماد من و والدينم به وي بيشتر و بيشتر مي شد تا اينكه كم كم برخي اظهارنظرهاي عجيب منصور و ناتواني او در جواب دادن به پرسش هايي كه در رابطه با فيزيك هسته يي، كامپيوتر و طبابت بود شك ما را برانگيخت. مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه يك سال پس از عقد ما شوهرم را دستگير كردند و با انجام تحقيقات متوجه شدم وي متهم به دخالت در امور پزشكي شده و در اين زمينه هيچ مدركي ندارد. با رو شدن دست منصور به تحقيقاتم درباره وي ادامه دادم و در نهايت فهميدم اين مرد حتي دوران دبيرستان را نيز به پايان نرسانده و همه ادعاهايش دروغ بوده است. در نهايت شوهرم به خاطر جعل عنوان پزشك متخصص زنان با شكايت چند تن از بيمارانش از سوي مجتمع قضايي قدس به شش ماه حبس و پرداخت 200 هزار تومان جزاي نقدي محكوم شد و من تصميم گرفتم پس از پايان دوران محكوميت وي با اجرا گذاشتن مهريه يك هزار و 111 سكه يي خودم از اين مرد شياد طلاق بگيرم.
منصور بعد از آزادي ديگر به سراغ من نيامد و از آن زمان فراري شد. اين در حالي است كه ما متوجه شده ايم قيمت آمپول هايي كه منصور به پدرم تزريق مي كرده همان 15 هزار تومان است و وي با فريب از ما كلاهبرداري كرده است.»
پس از اظهارات اين زن با توجه به مجهول المكان بودن شوهر وي قاضي دادگاه ادامه رسيدگي به پرونده را به آينده موكول كرد
