این جملات را همان اول می نویسم تا در پایان مطلب بتوان نتیجه گیری كرد، نقل و قول هایی كه در یك جلسه خصوصی و میان یكی از تاثیرگذاران عرصه فوتبال و معاون فرهنگی نهادی قدرتمند شكل گرفت، مدیر فوتبالی بحث را به اتفاقات سیاسی بعد از انتخابات كشاند اما نكته ای گفت كه چرت را از سر معاون فرهنگی پراند –مطمئن باشید عادل همه كار می كند تا شخصیت ها را بشناسد- موضوع ناگهان به برنامه 90 چرخید:«اصلا یكی از این جریانات فتنه از تلویزیون و برنامه 90 شكل گرفت و من به آقایان هم گفتم. بحث پاسخگویی و شفاف سازی از برنامه 90 كلید خورد و این موضوع برنامه ریزی شده توسط گروه ... است.
اینكه فردوسی پور اعلام می كند حتما باید جواب بدید و اصرار می كند یعنی تربیت هواداران! یعنی اینكه مطالباتشان را تا انتها پیگیری كنند! در حقیقت این برنامه می خواهد خط و ربط را به هواداران جریان فتنه بدهد» مدیر فوتبالی با جدیت خاصی بحث را ادامه می داد و معاون فرهنگی سراپا گوش شده بود.
برنامه 90 به همین سادگی اسیر سیاست شد، سیاستی كه عادل فردوسی پور خودش هم در آن مقصر است و بارها با جملاتی سیاسی سعی كرده فوتبال و مدیرانش را قلقلك بدهد. در لحظات پایانی فینال جام جهانی و در حالی كه ثانیه هایی بیشتر تا به صدا در آمدن سوت داور بازی باقی نمانده بود عادل با اشاره به اینكه مردم اسپانیا اعلام كرده اند در صورت قهرمانی تیمشان فردا را تعطیل خواهند كرد و این امر مورد قبول واقع نشده است با كنایه به دولت نسبت به تعطیلات قریب الوقوع گفت :
«اونا نمیدونن كه این كار خیلی راحته» او حتی در برخی روزها متهم به مخالفت با ارزش ها شد، كریم ملاحی كه خود را مدیری ارزشی می داند درباره عادل گفت:« من ایمان دارم که ارزش های اعتقادی ما با نظرات سیاسی عادل فردوسی پور در تضاد است و این برنامه به همین دلیل ، تیم ما را بایکوت کرده بود.» او ادامه می دهد:« مشکل اینجا بود که ما برای نشان دادن اعتقادات مان ، شعارهایی ارزشی بر روی پیراهن های مان می نویسیم . شعارهایی که سبب شد یک دفعه باشگاه پاس در بایکوت خبری از سوی برنامه نود قرار بگیرد.»
اینجا پایلوت آزادی رسانه ای بود!
برنامه 90 قرار بود پایلوتی از فضای نقد رسانه ای در صداوسیمایی باشد كه همیشه در مظان اتهام قرار دارد كه نماینده همه تفكرات و نگاه های احزاب و گروه های رسمی و تابلودار نیست. حتما خرده می گیرید كه این موضوع دیگر كلیشه ای است اما وقتی به سرنوشت فرزاد حسنی و رضا رشیدپور می نگریم، متوجه می شویم كه واقعا این «پایلوت» پیش بینی شده بود. دولت و فوتبال دولتی در تلویزیون كم بوقچی ندارد، برنامه بهرام شفیع كه تمام قد پاتوق مدیران سازمانی و دولتی است كه می آیند و كنار هم می نشینند و بدون اینكه پرسشی در میان باشد حرف هایشان را می زنند. حمید قاسمی هم كه این روزها روابط عمومی سازمان تربیت بدنی را مدیریت می كند و برنامه اش موضوع خاصی برای بیننده ندارد و جهانگیر كوثری هم كه وضعیتش مشخص است.
عادل فردوسی پور در میان این همه برنامه نشان داد كه اهل بده بستان نبود و برای همین مثل مجری شناخته شده آن برنامه هنری، به كسی «جان، جان» نمی گوید و چندان اهل تعریف كردن نیست چون به اندازه كافی در شبكه ها و برنامه های دیگر «تعریف» شنیده می شود. استعداد، هوش ذاتی و سواد بی انتهای عادل فردوسی پور موجب شد تا چهره ای محبوب از او ساخته شود و مدیران صداوسیما برای اینكه این پایلوت آزادی رسانه ای حفظ شود همه كار كردند اما گویا این روزها تصمیم گرفته اند برای این پیشروی ورزشی هم حدودی تعیین كنند چراكه در نظر مدیران نه چندان عمیق، قرار بود برنامه 90 «تنها» برنامه ای سرگرم كننده و جذاب باشد كه به موضوع «داوری» و «حواشی» بپردازد نه «مخالف خوان» جریاناتی باشد كه فوتبال را هدایت و مدیریت می كنند. عادل باید «سطحی» بماند چون «سطحی نگری» می تواند مدیریت ها را آزادتر بگذارد.
سپاهانی های واژه نشناس!
همین است كه باشگاه سپاهان را عصبانی می كند و در بیانیه ای جالب توجه از واژه «عینك دودی» استفاده می كند كه به تعبیر آنها «سیاهنمایی» است، در حالیكه تعریف «عینك دودی» اینگونه است:« جذب بخش مضر اشعه خورشید تا تاثیری در دید و تشخیص فرد ایجاد نکند» بی گمان فوتبال ایران همان خورشیدی است كه مضرات بسیاری را به هوادارانش هدیه می كند و البته «نور»ش موجب «سرگرمی» مردمی شده كه گویا «هیچ» سرگرمی دیگری نباید داشته باشند. این «مضرات» البته برای عده ای محدود «نان» دارد، «پول» دارد و برای همین اصرار دارند تا همه «زنبور عسل» باشند تا بر روی شیرینی ها، پاکی ها و خوبی ها مستقر شود. سپاهانی ها حتی توجه مردم به برنامه 90 را اینگونه تحلیل می كنند كه اگر نگران بیننده ها و آمار بیننده های خود هستید به این نکته توجه کنید که این خاصیت عبور از خط های قرمز و توجه به زشتی هاست که مخاطبان برای دیدن و مشاهده اینگونه برنامه تحریک شوند و متاسفانه باید اعلام کنیم که بیننده های شبکه های (...) و (...) هم کم نیستند! آیا دهن كجی به مخاطبان ایرانی قابل بررسی نیست؟ سپاهانی ها كه نشان داده اند اصلا كلمات را نمی شناسند، نسخه ای هم برای 90 می پیچند:« با دوری از کاشتن بذرهای کینه از ابزارهای بهتری برای رشد و مخاطب پروری این برنامه ای که با ارتزاق از بودجه صدا و سیمای دولتی ایران به مخاطبان تزریق می شود استفاده نمائید.» بله! همه چیز مربوط به این «بودجه دولتی» است انگار!
90 پایلوت «محدودیت» رسانه ای!
اوضاع خیلی تغییر كرده، سیاست ها تفاوت یافته است و برای همین برای برنامه 90 «تایمر» می اندازند و فردوسی پور را «قدرنشناس» معرفی می كنند. برنامه 90 محدود می شود تا این كد به همه فرستاده شود كه حواسشان به فعالیت ها و گفته هایشان باشد، این روزها برنامه 90 پایلوت «محدودیت» رسانه ای شده و هر هفته اتفاق تازه ای می افتد تا عادل خودش همه چیز را زمین بگذارد و برود. مطمئنا باز شدن بحث مدیریت باشگاه مس این امكان را می دهد تا مردم درباره وضعیت مدیریت و هزینه های شركت بزرگ مس بپرسند و این حق را برای خود قائل باشند از آن بدانند. باور كنید اگر مسائل باشگاه سپاهان و هزینه های سرسام آورش به تلویزیون كشیده شود خیلی ها می خواهند از وضعیت پیچیده شركت فولاد مباركه باخبر شوند كه آیا در آنجا هم چنین هزینه هایی از جیب «بیت المال» انجام می شود؟! حتم داریم كه وضعیت بندر انزلی بهتر از باشگاهش نیست و واگذاری شركت تراكتورسازی مهمتر از اتفاقاتی است كه در مدیریت باشگاه تراكتورسازی افتاده است. اسم رمز «هزینه»ها «مدیریت»ها بود، موضوعاتی كه برنامه 90 استارت ورود به آنها را زده بود.
وقتی روزنامه دنیای فوتبال در آن روزها «ریزهزینه باشگاه ها» را منتشر كرد، مدیرعامل فلان تیم صنعتی با پرخاش خبرنگار روزنامه را كنار زد و تهدید به «توقیف» كرد! برای همین وقتی آن روزنامه ریزهزینه های باشگاه «جنوبی» را منتشر كرد، مدیرانش از در دوستی وارد شدند و خواستار عدم ادامه چاپ آن اسناد شدند! این اسم رمز نقطه ضعف بزرگی برای همه مدیران دوران ها محسوب می شود. آن گفتگوی ابتدایی و این برخوردها نشان از اتاق فكری با «توجیه مناسب» و «توهم» رسانه ای است كه گویا عملیاتی شده است. ترس در همه رخنه كرده و مدعیان در اشتباهی استراتژیك خواستار «عینك دودی» شده اند، درحالیكه در این فوتبال می توان با «عینك دودی» بهتر می توان دید، گفت و نوشت. متشكر دوستان، ما همه عینك دودی می زنیم.