چرا تلویزیون از شادی مردم می‌ترسد؟
در تمام طول بازی هیچ چیز به اندازه آن زیرنویس‌های ممتد شبکه سه حرصم را در نمی‌آورد. پخش سونامی‌وار منتخبی از فیلم‌های روزدنیا درست لحظاتی پس از بازی تا نیمه‌شب از شبکه‌های مختلف سیما.
کره را بردیم و رفتیم جام جهانی. و این یعنی خلق یک شادی جمعی دیگر. شادی رفتن جام جهانی که  با بردن کره‌ای‌های پرمدعا در خانه‌شان حالا لذتش دوچندان است. و حالا قلبم تندتند می‌زند تا به خیل مردمم در خیابان بپیوندم تا مثل هفتاد و دو ساعت قبل یک شادی جمعی دیگر و صدالبته اینبار فراگیرتر را تجربه کنیم.

یک شور و نشاط و شادی وصف ناشدنی از جنس 8 آذر 76. همین الان سالار عقیلی می‌خواند "همه شاد و خوش و نغمه‌زنان/ز صلابت ایران جوان" و صدای بوق‌های ممتد و جیغ و کف و سوت فریاد ایران ایران از خیابان به گوش می‌رسد. وقت با هم بودن دارد سپری می‌شود و من آمدم فقط این را بگویم که در تمام طول بازی هیچ چیز (البته به جز بازی بد شجاعی) به اندازه آن زیرنویس‌های ممتد شبکه سه حرصم را در نمی‌آورد. پخش سونامی‌وار منتخبی از فیلم‌های روزدنیا درست لحظاتی پس از بازی تا نیمه‌شب از شبکه‌های مختلف سیما. درست همانطور که شب اعلام نتایج انتخابات با زیرنویس‌های مکرر و درلابلای اخبار تاکید می‌کرد که رئیس جمهور منتخب اعلام کرده است هیچ جشن پیروزی نگرفته است.

خب ذهنی به اندازه یک جلبک هم می‌تواند دلیل این فستیوال سینمایی تلویزیون را بفهمد (چهار سال پیش هم در این تاریخ هری پاتر نشان می‌داد). براستی چرا برخی تاب دیدن شادی مردم را ندارند. تاب مشاهده شادی‌های "خودجوش" (به معنای دقیق کلمه) را ندارند. شادی‌های جمعی که بخشی از حافظه جمعی یک ملت می‌شود. لحظاتی که متاسفانه در تاریخ چندسال اخیر این سرزمین کم رخ داده و حالا همین تعداد کم را برخی نمی توانند ببینند.

برخی نهادهای غیرمردی که گمان می‌برند تجمعات فقط باید از طریق آنها و با بیانیه‌ها و تبلیغات انبوه و زیرنویس‌های مکرر رخ دهد حالا شاید برای‌شان سخت باشد درک اینکه چطور این مردم بدون هیچ هماهنگی از قبل در یک آن گرد هم می‌آیند. آن هم برای یک جشن ملی. جشنی که در هیچ تقویمی ثبت نخواهد شد.

وقتی تلویزیون هنوز تعریف‌های سطحی خودش را از اخلاق دارد که واکنش کی روش بعد از بازی به مربی پرمدعای کره را سانسور می‌کند (که به نظرم اخلاقی‌ترین لحظه بازی بود) پس عجیب نیست که بترسد از شادی و لبخندهای سرخوشانه‌ مردم که دیگر با طنرهای او نمی‌خندند. که دیگر خود را و دغدغه‌های‌شان را در قاب جادویی نمی‌بینند.

کی می‌شود که باورکنند جوانان نسل من امنیت ملی را می‌فهمند. خیلی هم بهتر از آنهایی که گمان می‌برند با یک شادی خیابانی ممکن است کشور در معرض آسیب قرار بگیرد. کاش آنها که در تجمعات برنامه‌ریزی شده پیش‌قراول هستد اکنون هم به جای تلاش برای خانه‌نشین کردن این مردم با فیلم‌ها، همراه‌شان بودند. تا برق امید را در چشمان دختران و پسران این سرزمین می‌دیند. کاش بودند تا چرخش پرچم سه رنگ را در میان دستان این جوانان نظاره می‌کردند. کاش می‌شنیدند که این جوان‌ها با سلایق سیاسی گوناگون امروز فقط یک نام را صدا می‌زدند نام پرآوازه و جاودان "ایران"  و سالار عقیلی کماکان می‌خواند:

همه با یک نام و نشان

به تفاوت هر رنگ و زبان

همه شاد و خوش و نغمه زنان

ز صلابت ایران جوان

ز صلابت ایران جوان

راستی یادم رفت بگویم، فیلم‌هایی که قرارست امشب پخش کنید را با کیفیت به مراتب بهتر و البته بدون ممیزی‌های بی‌مورد در اختیار داریم. پس ما رویای خود را دنبال می‌کنیم در این خرداد به یادماندنی.

حالا که دوربین‌های‌تان از ضبط و نمایش این لحظات شادی و شور شعف ناب بی‌نصیب است کاش می‌توانستم صدای بوق شادی و دست و هورا را برای‌تان بنویسم!



گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: caffecinema.com



مطالب پیشنهادی:
اکران نخستین سانس «گذشته» اصغر فرهادی در تهران
دلایل حذف فرزاد جمشیدی از تلویزیون در ماه رمضان
انتقاد بی‌سابقه هانیه توسلی از فرصت‌طلبی یک کارگردان در انتخابات
رضا کیانیان عزیز، تولدت مبارک
آشتی‌کنان بهنام تشکر و سیما تیرانداز در گلاب‌دره