به گزارش هم میهن، با رشد آسیب ها، سرمایه های اجتماعی ما با کاهش روبرو شده است. یکی از مصادیق این امر صداقت و راستگویی افراد جامعه است که سال 75 آمار راستگویی در ایرانیان 60 درصد بود و هم اکنون آمار آن که توسط مرکز پژوهش های مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام شده به 40 درصد رسید و این مساله یک زلزله اجتماعی است.
ما به آسانی دروغ می گوییم و در توجیه آن پای مصلحت اندیشی را به میان می کشیم. دروغ را می شنویم و وانمود می کنیم که سخن نادرست نمی شنویم، گویی جز دروغگویی هیچ فرهنگی درما نهادینه نشده است و گاهی آنقدر غرق در این معضل می شویم که فرصت بیرون آمدن نداریم و به خویشتن نمی رسیم.
در اندیشه ایرانی دروغ و دروغگویی یکی از بزرگترین گناهان است ولی جالب است بدانیم که به بزرگی همان گناه به آسانی دروغی بزرگ می گوییم. صفت دروغ ضد صداقت و راستی است و هنگامی که افراد یک جامعه صفت راستی را رها کنند به یقین نتیجه آن جز زیان و ضرر نخواهد بود، اعتماد ها سلب می شود و زندگی در این جامعه طاقت فرساست.
تقی آزاد استاد دانشگاه جامعه شناسی درباره دروغگویی چنین می گوید: در تقسیم بندی ملت ها و فرهنگ ها از گذشته تا کنون این مسئله شیوه ای رایج بوده که کمتر مبنای علمی دارد.او فرهنگ ها و ملت ها را به قدیم و جدید، سنتی و مدرن، بزرگ و کوچک، دینی و غیر دینی فعال و تنبل و در نهایت هم ، صادق و دروغگو تقسیم بندی می کند.
وی در ادامه می افزاید: دروغگویی صفتی است که می تواند در همه آدم ها و فرهنگ ها و ملت ها وجود داشته باشد.اگر ملتی با تمام افتخارات فرهنگی و سابقه تاریخی، انگیزه رشد و پیشرفت را از دست بدهد به دروغگویی مبتلا خواهند شد و سرنوشتی شوم پیدا می کنند.اگر گاهی ایرانیان دروغ می گویند به این دلیل نیست که دین ندارند بلکه به علت زیادی وقت، گامی در جهت تخریب خود و دیگران بر می دارند و دین هم دروغگویی را به شدت نکوهش می کند.
البته قابل تامل است که بعضی کارشناسان معتقدند که دروغ محصول ناهنجاری های جامعه است. چرا که جامعه اگر دچار یک بی ثباتی شود مردم برای توجیه هر اشتباهی به آن متوسل می شوند. عنصر دروغ در جامعه سنتی کمتر وجود دارد. چون ضرب المثل ها، حکایات و نصایح بسیاری است که نشان از توجه اخلاقی و دینی جوامع سنتی در قرن های گذشته به این مسئله بوده است. دورانی که جامعه ایران از نظر معیشتی ساده و سنتی بود.
شاید بتوان گفت دروغ خاص جامعه گذار است و شاید این تعبیر درست باشد که این جامعه یک نظم را در گذشته پشت سر گذاشته و چیزی هم جای آن را نگرفته است و ناهنجاری در آن شهرت پیدا کرده است.بنابراین دروغ هم در این رفتار بیشتر می تواند بروز پیدا کند اما نمی توانیم بگوییم دروغ خاص جامعه پسامدرن است.
آیت ا... مکارم شیرازی دروغگویی را یکی از مشکلات و معضلات جامعه امروز می داند و تصریح می کند که اگر مردم به دولت و دولت به مردم دروغ بگوید، شیرازه کشور متلاشی می شود.
در ایران باستان نیز دروغگویی به شدت مطرود بوده است تا آنجا که در باور ایرانیان فرشته ای به نام «مهر» بود که موکل پیمان و راستگویی شناخته می شد و همین تفکر باعث شده بود تا هردوت درباره ایران باستان چنین بگوید: پارسیان در زمان هخامنشی دروغگویی را بدترین عیب می دانستند و برای آنکه ناگزیر به انجام این کار زشت نشوند حتی از وام خواستن نیز خود داری می کردند چرا که ممکن بود وامدار به جهتی ناگزیر به دروغگویی شود.
محمد طهماسبی استاد دانشگاه در خصوص ریشه یابی و رواج دروغ در جامعه چنین می گوید: مسئولان و والدین عاملان اصلی باور راستگویی در جامعه هستند.
وی پیروی از مفاهیم قرآنی را در ترویج فرهنگ راستگویی و پرهیز از دروغگویی بسیار موثر و ثمر بخش می داند.این استاد دانشگاه در ادامه می افزاید: خانواده نقش مهمی در ترویج فرهنگ درست و اخلاقی دارد و بنابراین می توان ادعا کرد که اساس دروغ گفتن در مردم را می شود ریشه در خانواده ها و پایبند نبودن آنها به اصول اخلاقی دانست.
این مدرس دانشگاه، جامعه را نیز عامل موثر در تقویت دروغ گفتن می داند و بیان می کند: زمانی که افراد با تربیت نادرست وارد جامعه شوند بقای حیات خود را وابسته به دروغگویی می دانند و برای پیشبرد اهداف و همرنگ شدن با جماعت به گسترش این آسیب اجتماعی می پردازند.
پرفسور حسین باهر جامعه شناس، نویسنده و استاد دانشگاه با اشاره به مسئله دروغگویی و وراثتی بودن آن بیان می کند: برای اینکه انسان راستگویی را رها کند و به دروغگویی میل پیدا کند چندین عامل وجود دارد:1- مسئله وراثت 2- رفتار پدر و مادر خانواده 3- رفتارها و الگوهای آموزشی در مراکز تعلیم و تربیت 4- رفتارهای جامعه .وی ادامه می دهد: جامعه به طور کلی بر افراد تاثیرات مختلف می گذارد.
از نظر اقتصادی وقتی نیاز فردی برآورده نمی شود، دچار بحران های خاص خودش شده و دست به دروغگویی می زند.از نظر فرهنگی هنگامی که در جامعه ای دروغ باب شود قبح خود را از دست می دهد و از نظر اجتماعی، زمانیکه متولیان امور، دروغگویی را که نوعی هنجار شکنی است به راحتی انجام می دهند و از دید سیاسی وقتی که حاکم چیزی را که می گویند خلاف آن را عمل می کنند این مسئله به سهولت در جامعه پذیرفته و رواج پیدا می کند. متاسفانه در جامعه ما تنها به مساله تحولات اقتصادی نگاه می شود باید به این مساله یعنی تحول اجتماعی نیز نگاه ویژه ای داشت و به فکر تحول فرهنگی هم در جامعه باشیم.کشور ما دارای نسل جوان است و این نسل شامل 43 میلیون نفر می شود که تحت تاثیر تغییرات بسیاری هستند و آسیب های اجتماعی به شدت در میان نسل جوان در حال گسترش است.
در مطالعات انجام شده توسط کارشناسان، ایران جزء معدود کشورهایی است که رشد آسیب های اجتماعی در آن بسیار بالاست و در ایران سالانه 15 درصد با رشد آسیب ها مواجه هستیم.
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
